تفکیک جنسیتی یا سالم سازی دانشگاه
موضوعی که دوباره در بعضی از دانشگاه های کشور مطرح شده و حتی به زعم عده ای امروزه موجبات تغییر مسئولین دانشگاه را نیز فراهم کرده است. اما سوالات و طرح بحثهایی تابحال انجام شده است که لازم است بیان شود.
آیا نام تفکیک جنسیتی مناسب است؟ بهتر نبود ذهنیت افراد بر سالم سازی دانشگاه متمرکز میشد و یا حداقل اگر نامی انتخاب میشود که بار مثبت ندارد بار منفی نیز بر اذهان عمومی نداشته باشد.
برای طولانی نشدن بحث های پیش پا افتاده بهتر است به بحث های علمی آن می پردازیم.
تخیل
هر فردی دارای قوه تخیل بوده و نمی تواند این قوه را نادیده بگیرد. تعریف کاربردی تخیل فعالیتی ذهنی است که دور از واقعیت بوده و هم پوشانی بسیار زیادی با تفکر داشته است. انسان به تخیل نیازمند است و می تواند بسیاری از حوادثی را که ممکن است برایش اتفاق بیافتد، پیش بینی و یا حداقل آمادگی پذیرش آن را داشته باشد. تخیل برای پرورش به مواد خام نیاز دارد و مهمترین مواد خام، خاطرات و اتفاقات در زندگی واقعی است. تخیل می تواند مناسب و نامناسب باشد. یعنی اگر مواد خام مناسب در اختیار ذهن قرار بگیرد تخیل باعث رشد ذهنی و فکری در فرد خواهد بود و طبیعتا موادخام نامناسب نیز تاثیری منفی بر فرد میگذارد.
حال سالمسازی چه ارتباطی با تخیل دارد؟ البته شما می توانید با یک جمله که« من اینگونه نیستم» تمام رشتهها را پنبه کنید. اما این واقعیت است که شما در روز با افراد مختلفی در ارتباطید. حتی با دوستان همجنس خود با افکار و رفتارهای متفاوت، و طبیعی است که این ارتباط تولید یکسری موادخام برای ذهن شما خواهد کرد. ممکن است به دلیل حرفی یا تیکهای از دوست خود ناراحت شدهاید و در ذهن خود به دنبال جبران آن بیافتید حتی به کمک ابزاری که اجازه استفاده از آن را ندارید. این ارتباط با غیرهمجنس ها نیز وجود دارد. البته با غیرهمجنس بیشتر محبت و دوست داشتنی بودن و ... را ابراز میکنید و در ذهن خود همیشه در فکر چگونگی ارتباط موثر با غیرهمجنس خود باشید. (البته قبول دارم که در بعضی بیشتر و در بعضی کمتر است برای مثال در دختران بیشتر از پسران و در افراد درونگرا بیشتر از برونگرا). حال آنکه در ذهن افراد بیمار که خداروشکر در دانشگاه نیست یا حداقل کم پیدا میشود تفکرات بسیار مضری وجود دارد که بسیار نامناسب است و تخیل در ارتباط با آن موضوعات میتواند در ناخودآگاه فرد موجبات واقعیت را فراهم کند. زیرا به طور تجربی اگر شما در مورد یکسری از اعمال بیش از اندازه متمرکز شوید خود به خود در اجرای آن عمل تلاش خواهید کرد حتی اگر نامناسب باشد.
ازدواج
ارتباط دختر و پسر در فضای دانشگاه و حتی فضای خیابان با یکسری حجابها برقرار میشود و طبیعی است که هیچکس خود واقعی خود را نشان نمیدهد. اما ازدواج و همسر امری واقعی است همسران هیچ ترسی از ابراز جود واقعی خود ندارد. وقتی شما با افرادی در ارتباطید که جز خوبی از آنان ندیدید طبیعی است که اگر در واقعیت با مشکلی روبرو میشوید پیوسته یاد خوبی های دیگر افراد میافتید و همیشه مقایسه میکنید. حتی هنگام انتخاب همسر نیز این مشکل شما را رها نخواهد کرد و همیشه به دنبال فردی ایدهآل هستید و اگر به شما بگویند اینچنین فردی نیست شما به خود پاسخ خواهید داد که «من دیدم». و حال آنکه شما شخصی را دیدهاید خود واقعیاش نبوده است. برای همین هم در فرهنگ سنتی ما اینگونه است که مادر برای پسر به دنبال دختر میگردد و نمیگذارد که پسر از همان ابتدا با دخترهای متفاوت ارتباط داشته باشد چون پسر به صورت ناخودآگاه از هر فرد بارزترین ویژگی ( زیبایی، خوش صحبتی، خوش اندامی و ...) را انتخاب میکند و در آینده همیشه این نقص را در همسر خود مییابد. این موضوع برای دختران نیز صادق است.
حق تصمیم گیری
نکته ای مطرح میشود که میگویند مگر دانشجو درک و فهم ندارد که بتواند این موضوعات را تشخیص دهد و از آسیبها جلوگیری کند؟ همانطور که والد فرزند خود را لوس بار می آورند مسئولین نیز دانشجو را لوس بار می آورند؟
طبیعتا در مثل مناقشه نیست اما آیا این لوس بار آوردن است؟ این عمل شبیه این است که فرزند میخواهد عمل اشتباهی را انجام دهد که میتواند زندگی آیندهی او را تحت الشعاع قرار دهد و والد به اشتباه با خود بگوید بگذار بچهام مرد شود. حال هرچقدر هم که به فرزند با صحبت گفته شود که این کار را نکن، فلان اتفاق میافتد یا بیچاره میشوی. گوش فرزند بدهکار نیست چرا که درک درستی از نتیجه عمل ندارد و والد مجبور به اجبار میشود چون نمیتواند سختیهایی را که برای فرزند و حتی خود وی اتفاق میافتد را نادیده بگیرد. بهرحال شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولین دانشگاه دشمن دانشجو که نیستند و هیچ از آزادی هم بدشان نمیآید. از همه اینها هم که بگذریم اینگونه تفکیک منافاتی با ارتباط ندارد. آنان منکر ارتباط که نمیشوند بلکه به دنبال جهتدهی این ارتباط در مسیر اصلی خودشان است.
از حق نگذریم بنده به عنوان حضور پنج ساله در دانشگاه، و همچنین درگیری مستقیم با این موضوع شاید بیشتر از هرکس دیگری به صورت عینی ارتباط دانشجویان با یکدیگر را دیدهام. قطعا نمی توان منکر آن شد که حتی انجمنهای علمی دانشجویی نیز از این آسیب در امان ماندهاست. مگر کار علمی چقدر خنده دار است که قهقهه در بعضی از اتاقهای انجمن های علمی شنیده میشود؟
کار علمی
نکته مهم دیگر ایجاد محدویت در کار علمی است. با این تعبیر که نبود زیرساخت و فرصت برای خانمها زمینه پیشرفت فراهم نیست و با ارتباط با آقایان این ضعف برطرف میشود.
اگر پیشرفت را به دو بخش تقسیم کنیم.1-بحثهای علمی 2-کارهای اجرایی
در زمینه بحثهای علمی و کارهای تحقیقاتی نه تنها خانم ها ضعفی ندارند چه بسا از آقایان قویتر نیز هستند بلکه بیشتر ضعف احتمالا کار اجرایی است. نکته کاملا درستی است بهرحال یک خانم نمیتواند روبروی مذاب 700 درجهای آلومینیوم بایستد و کار کند. اما راهحل چیست؟
میخواهم بسیج برادران و خواهران را مثال بزنم که با وجود تفکیک اینچنین مشکلی را تابحال نداشته اند و خود راه حل را پیدا کردهاند. اگر خواهران بسیج بخواهند همایشی مخصوص خواهران برگزار کنند برادران خود را موظف دانستهاند برای کارهای سنگین بدنی وارد عمل شوند اما بقیه کارها اعم از مجری و پذیرایی و حتی بحث های موجود در همایش ضعیفتر نباشد قوی تر نیز هست.
برادران انجمن های علمی به دنبال رفع این نقص تصمیم بگیرند که هر زمان نماینده خواهران رشته های مختلف از برادران کمک اینچنینی خواستند بدون هیچگونه شرط و شروطی قبول کنند و این را وظیفه خود بدانند. اگر قرار است قطعهای جهت ارائه مقاله براده برداری شود. اگر قرار است در کارخانهای حضور یابند و نکتهبرداری شود برادران برعهده بگیرند.
از همه اینها بگذریم تا چه زمانی برادران میتوانند به خواهران کمک کنند؟ بهرحال زمانی فارغالتحصیل میشوند و وظایف برعهدهی خود خواهران خواهد بود و حال چه بهتر که بتوانند با واقعیت صنعتی جامعه خود را وفق بدهند.
بحث ها هم طولانی بود و البته ناقص، مثالها و توضیحات بیشتری جهت فهماندن بهتر مطالب لازم به ذکر بود که به حق وقت نیست.
در آخر کلام، یک انتخاب درست همیشه یک انتخاب کامل نیست، نقصهایی دارد، بیاییم انتخاب درست را پاک نکنیم به دنبال رفع نقصهای آن باشیم
وظیفه ام چیست؟