رساله اجوبه الگرانی

سوال 1391:مرد خانه ای هستم سال پیش برای خانواده خود گوشت می خریدم و آبگوشتی درست می کردیم و با هم می خوردیم البته نه اینکه اسرافی داشته باشیم اما امسال توانایی این کار را ندارم و قادر به خرید گوشت نیستم.آیا این سختی به خانواده به گردن من است و در این حالت بنده باید چکار کنم؟

جواب:بافرض تناول در سال پیش نشان از مرفه بودن شما دارد و این سختی فی نفسه اشکال ندارد چه بسا سبب رشد اعضای خانواده می شود.

سوال 1-1391:دزدی اگر به نیت جمع کردن مالی و توانایی خریدن چند نان برای خورد و خوراک به گونه ای که از گرسنگی نمیرم اشکال دارد؟

جواب:اگر فردی که از وی دزدیده می شود شبیه به خودتان باشد اشکال ندارد.

سوال 2-1391: گاهی دیده می شود در صداوسیما افرادی می آیند و صحبت هایی من باب تورم و گرانی می کنند و مخصوصا فاز دوم یارانه ها که اجرا بشود یا نه.اگر به دلیل فشار فحش و یا ناسزایی به آنها داده شود.حکم این فحش و ناسزا چیست؟

جواب: بنابر احتیاط واجب ، ترک آن مقدم است.

سوال 3-1391: هنگامی که پول نداریم و حتی نمی توانیم من کارت خودمان را شارژ کنیم ، دیگر نباید سوار اتوبوس شویم و پیاده به سمت مقصد برویم و یا منتظر باشیم کسی به صورت رایگان ما را با خود ببرد؟

جواب:اگر مفسده ای به همراه نداشته باشد مردان باید منتظر باشند اما زنان جایز نیست.

سوال4-1391: تولیدی دارم و مکان فروش هم از آن خودم هست.در صداوسیما شنیدم که دلیل این فشارهای اقتصادی را تحریم عنوان کرده اند و به عبارتی ما مشکلات داخلی نداریم.برای اینکه کمی بتوانم در ایجاد مشکلات داخلی کمک کنم.آیا این عمل اشکال دارد؟

جواب:اگر خطر جانی و مالی از جمله پی بردن مردم به گران فروشی را می بینید اشکال دارد.در غیر این صورت اشکالی ندارد.


پ.ن:برای تنوع گفتم این موضوع رو بنویسم.البته چند وقتی است هم که هر جا سخن از گرانی است نام مبارک ... در میان است. 

احتمال داره سوالات اضافه بشه.چون همینجوری فکر کردم و اینارو نوشتم.به عبارتی اصلا فکر نکردم.شاید سوالات ویرایش بشه و همچنین سوالات به روز تر بشه و در چاپ جدید خواهید دید.

چه بسازیم؟

خبرنگار:ببخشید مسئول ، شما نکته ای مثل همیشه گفتید که باعث شد سوال های زیادی در ذهن مردم بوجود بیاید.

مسئول:بنده در خدمت سوالاته مردم هستم.اصلا ما فقط برای پاسخ به سوالات آمدیم.بفرمایید.

خبرنگار:نکته ای گفتید با عنوان "چه بسازیم؟" اما نگفتید از چه چیزی باید چه چیزی بسازیم؟

مسئول:احسنت.شما می توانید از هرچیزی ، چیزی بسازید.

خبرنگار:میشه کمی توضیح دهید؟

مسئول:با اینکه وقت ندارم و باید به بقیه نکات جواب بدم و اگر سوالی نبود حرف دیگه ای بزنم تا نکات دیگه ای بوجود بیاد.اما درعین حال من درخدمت سوالات مردم هستم.شما یک کلمه بگویید تا من بگویم چه چیزی بسازیم.

خبرنگار:مثلا ، آهن

مسئول:آفربن ، خدمت شما عرض کنم شما یک کلمه دیگر بگویید.

خبرنگار:برای چی؟

مسئول:شما بفرمایید.

خبرنگار:آشپزخانه

مسئول:آهن برای آشپزخانه.شما می توانید از آهن کفگیر ، قاشق ، چنگال ، چاقو پلاسنیکی و ... بسازید.

خبرنگار:آهان ، متوجه شدم.چرا چاقو پلاستیکی؟

مسئول:به دنبال حاشیه نگردید.

خبرنگار:ببخشید.می توانم یک مثال دیگر بزنم.

مسئول:پس لطف کنید وقتشو بیشتر کنید.

خبرنگار:چشم، کلمه بعدی دانش آموز

مسئول:چه کلمه پر معنایی ، شما می توانید از دانش آموز خدمتگذار ، مسئول ، مدیر ، رئیس و ... بسازید.

خبرنگار:چگونه؟

مسئول:خب معلوم است.بهترین ها ، با استعداد ترین ها ، درسخون ترین ها و ... رو جمع می کنیم.ثبت نام می کنیم.اگر شد پول می گیریم و بعد برنامه می گذاریم.

خبرنگار:چه برنامه ای؟

مسئول:این همه برنامه ، خواهشا سوالات کلیشه ای نپرسید.

خبرنگار:چه کسی این برنامه ها رو اجرا می کنه؟

مسئول:یک عده دانش آموزی که همینجوری رشد دادیم.یا رشد پیدا کرده و الان دانشجو هستند با رشته های مختلف مثل برق ، اقتصاد ، نقشه کشی صنعتی ، شیمی ، فقه و حقوق ، طلبه هم باشه خوبه و متالورژی هم که باید باشه.اینها می تونن این برنامه ها رو اجرا کنند.

خبرنگار:پس با این همه تنوع در مجریان باید یکسری برنامه هم برای سرگروه ها داشته باشید؟

مسئول:آفرین،بله داریم.رشد مدیریتی آنها را بر عهده داریم تا بعد از اینهمه کار،اگر دوست داشتند ادامه بدهند اما اگر هم نخواستند بروند و در رشته خودشان مجری شوند.

خبرنگار:چه برنامه خوبی!!

مسئول:بله ، پس چی . اصلا ما به این مجریان یاد میدیم که مدیر شوند نه اینکه فقط برنامه اجرا کنند.حتی شده برنامه تفریحی هم می گذاریم.اصلا یکی از اهداف اصلی ما رشد مجریان است.

خبرنگار:خیلی ممنون از وفتی که گذاشتید.

مسئول:یعنی دیگه سوالی ندارید؟

خبرنگار:نه ، ممنون.

مسئول:بپرسید. دیگر وقت ندارم ها!!

خبرنگار:خب،سوال ندارم.

مسئول:خب پس الان یک حرفی میزنم دفعه بعد در این مورد سوالاتتون رو بپرسید.

خبرنگار:بفرمایید.

مسئول:می رویم

شهرداری در خدمت مردم

می خواستم به اتحادیه بروم (آنهایی که می دانند کجاست که هیچ ، آنهایی هم که نمی دانند زیاد مهم نیست)

ساعت ۲ بود.منتظر آمدن اتوبوس شدم.

ناگهان فکری آمد به ذهنم و اینکه چرا اینقدر هوا گرم است؟به دنبال دلیل می گشتم و سرگرم بودم.از این فکر بود که شروع کردم به دعا کردن که خدا کنه اتوبوسی که میاد کولردار باشه.البته بماند که دوست داشتم خونمون تو وکیل آباد باشه که هر موقع می خوام برم اتحادیه سوار اتوبوس های کولردار خط اونجا بشم.

در فکر و آرزوهای خود غوطه ور بودم که اتوبوسی اومد.از دور کولردار به نظر نمی اومد اما خداروشکر کردیم که ۲:۱۰ دقیقه بود و زیاد معطل نشدیم.هرچه نزدیکتر می آمد سرعتش بیشتر می شد.اتوبوس خط دیگری بود.می رفت به سر خط.

در عین نا امیدی و حسرتی که از ماندن زیر آفتاب داشتم اما امیدم به اتوبوس کولر دار بود.شروع کردم با صدایی دلنشین قرآن خواندن،خلوت بود هیچ جنبنده ای رو نمی دیدم.حدود ساعت ۲:۲۵ شده بود که از قرآن خواندن رو به روضه خوانی کرده بودم و به حال خود گریه می کردم.اما شهرداری منطقه همیشه به فکر ماست.کورسوی امید من رو روشن کرد.اتوبوسی کولردار با سرعت به سمت ما می آمد.سر از پا نمی شناختم با خود عهد کردم همیشه در ایستگاه قرآن بخوانم.

اما چشمتون روز بد نبینه.ایستاد و با تمام حسرت شماره ای دیگر بر بالای و پهلوی اتوبوس بود.تابحال تا این حد فشار روحی و جسمی نداشتم.

دیگه ثانیه ها برای من به مانند شعله بود که زبانه می کشید.ای کاش اینجا نبودم.ای کاش داخل اتوبوس بودم.فقط یک اتوبوس می خواستم.چیز زیادی نیست بلیطش را هم می دهم.

ساعت به ۲:۴۵ دقیقه رسید.دیگر اگر دیوانه ببینم نمی خندم.می فهمم که چرا دیوانه می شوند.

اتوبوس زرد رنگی آمد که به نظر درش بسته نمی شد.می خواستم جانم را بدهم تا سوار این اتوبوسی بشوم که شاید صدای ترمزش به مانند تیغه فلزی ایست که روی میزی آهنی بکشند.

آری خودش است.آمد آمد آنچه منتظرش بودم.کار ندارم که باید الان در اتحادیه می بودم.کار به این ندارم که به دلیل گرمازدگی حالم بد می شد.همین که شهرداری به فکر من بود و اتوبوس را به من رساند که بتوانم بقیه زندگیم را ادامه دهم.خداروشکر می کنم.

رساله اجوبه الزمین خواری

سوال۱۳۸۹:بنده فردی هستم که زحمت های زیادی کشیده ام تا بتوانم نان همسر و فرزندانم را در بیاورم.اما حال می بینم که عده ای در راه زمین خواری پیشرفت کرده و حتی توانسته اند نان دیگران را هم برای همسر و فرزندان خود در بیاورند.حال با همه این موضوعات بنده هنوز به فکر نان باشم یا در این راه قدم بگذارم؟

زمین خوار(ها):آری،اگر ثابت شود بر شما که آن راه بهتر است حق مطالبه ندارید چراکه جای همه را تنگ می کنید.

سوال۱۳۸۹-۱:همانطور که مستحضرید.در جهان امروزی جهان خواری و جان خواری بسیار زیاد شده که همه اینها از عشق آنان به زمین نشئت گرفته،حال به جایی رسیده که جهان را برای خود می خواهند.پس بهرحال آنان از زمین شروع کرده و پیشرفت کرده اند.حال اگر هدف ما هم پیشرفت باشد.می توانیم در این فرض قدم بگذاریم؟

زمین خوار(ها):شرکت در این فرض بنابر اکتساب واجب بر شما حرام هست.

سوال ۱۳۸۹-۲:فردی هستم که بسیار از لحظ مالی قوی هستم چرا که به زمین خواری روی آورده ام و توانسته ام در مدت بسیار کمی زمین افرادی را بخورم که می توانم جلوی دهان آنها را ببندم.این کار من از لحاظ شما مشکلی ندارد؟

زمین خوار(ها):با توجه به اینکه توانایی شما زیاد است.نه تنها این کار واجب است بلکه در صورت کوتاهی عزل وی از گروه خود حتمی است.

سوال ۱۳۸۹-۳:بنده دوست دارم در فرض زمین خواری شرکت کنم. و از نظر قدرت و ثروت در رده ی کسانی هستم که دستشان به دهن مردم  می رسد آیا می توانم در این فرض شرکت کنم؟

زمین خوار(ها):اگر کسی نیز بخواهد در این فرض شرکت کند حتما باید دوبار خود را با تمام آنچه دارد در جلوی ما شستشو دهد.در ضمن باید بتوانید دهان مردم را هم ببنیدید.

سوال ۱۳۸۹-۴:اگر فردی با تمام قدرتی که ندارد.به دلیل اشتباهات شخصی و قصد تهمت زدن و یا سوء استفاده از اذهان ساده مردم قصد بر بد جلوه دادن زمین خواری کند.ویا پیوسته در ذهن خود این را پرورش دهد که بتواند دست خود را به زمین هایی برساند که شما از آنها برای تامین زندگی بسیار کوچک خود استفاده می کنید(زندگی کوچک:منظور داشتن مقدار اندکی حدود چند هکتار زمین)برای اینکه وی را درس بدهیم باید چه بکنیم و وی باید چه کاری امجام دهد تا توبه کرده و از این امر برگردد؟

زمین خوار(ها):اگر کسی به مخالفت با این فرض مستحب کفایی قرار گیرد.باید حکم های زیر بر وی جاری شود.

۱-باید یکبار از محل زندگی تا تهران پا برهنه بیاید تا کمی به وی محل بگذاریم واگرنه در حدی نیست.

۲-باید وی را برای چند ماه که البته بنابر احتیاط واجب ممکن است به سال هم بکشد.زندانی کرد.

۳-پس از چندی که در زندان به سر برد باید به اصل طهارت وی نسبت به زمین و چیزی که از زمین خواری با وی برخورد کرده مورد بررسی قرار گیرد.بهرحال در زندان کسانی هستند که قبلا در این فرض شرکت کرده و به دلیل اشتباهات از این فرض دور شدند.

۴-با توجه به اینکه اگر زمینی که با مال دیگران خریده شد تصرف در آن اشکال ندارد.در صورتی که فرد توبه کند.می توان کمی به وی کمک کرد تا وی بتواند دست در دهان مردم بگذارد.