خواست هایم را خواهانم
در پست قبلی من باب خواست ها و نیازها و برنامه های تابستان و اهمیت آن چند کلمه ای نوشته شد(البته چند کلمه کمی بیشتر) حال احساس بنده بر این بود که موضوع خواست ها اگر کمی بیشتر پرداخته شود بهتر است.
خواست ها و علایق هر فرد چیست ؟ آیا باید به دنبال هر خواستی بود ؟ خواست ها به چند گروه تقسیم می شوند؟ اینها سوالاتی است که باید به آن پرداخته شود .به طور کلی هر فرد در هر سنی و هر شرایطی اعم از شخصی یا محیطی که تحت تاثیر آنها است به یکسری از موضوعات و یا برنامه ها علاقه مند می شود و پیوسته درصدد است به آنها برسد.مثلا ممکن است که یک دانش آموز به دوچرخه خیلی علاقه مند باشد و یا کامپیوتر بخواهد و یا اگر دارد بازی های جدید را دوست داشته باشد و کمی که بزرگتر می شود به دنبال فضایی صمیمی بین دوستان خود است و علاقه های وی متنوع تر می شود و وقتی به دانشگاه پا میگذارد به نقد فیلم و یا فیلم های جدید و یا جمع های علمی علاقه مند می شود و شرکت در آنان را مهم می داند.
اما سوال مهمی که باید به آن پرداخت این است که آیا نباید به خواست ها اهمیت داد؟ به نظر بنده باید هر فرد خواست های خود را در تقسیم بندی زیر قرار دهد و با بررسی اولویت های آن در هر قسم به دنبال آن برود و اصلا موافق کتمان و بی تفاوتی نسبت به آنان نیستم که انشاالله این نظر درست باشد.
یکی از این نوع تقسیم بندی ها ، تفکیک خواست های مفید از غیرمفید است و از این جزیی تر مفید برای خود یا جامعه و همچنین غیرمفید و یا شاید مضر برای خود و جامعه (با این دید که هر عملی غیرمفیدی با توجه به تضییع وقت می شود مضر) برای مثال ممکن است فردی در یک رشته مهندسی در حال تحصیل است اما به موضوعات دینی علاقه مند است و پیوسته آنان را دنبال می کند. حال اگر فقط خود استفاده کند می شود مفید برای خود و اگر تریبونی برای ارائه و نقل آن داشته باشد می شود مفید برای جامعه.(توجه داشته باشید که اگر خواست ها بر نیازها منطبق باشد بسیار ایده آل است)
حال درست برعکس آن ممکن است فیلمی ساخته شده (البته این مثال است) که هیچ نکته محتوایی ندارد و چه بسا نکات مضری هم داشته باشد که القای یک تفکر اشتباه است و اگر آن فرد خود آن را ببیند وقت خود را هدر داده است و اگر به دنبال تبلیغ آن باشد وقت جامعه را هدر داده است.
و اما راه شناخت این خواست ها و این علایق مشخص است چراکه هرکس هم فطرت دارد و هم دینی که بتوان این خواست ها را با آن محک زد.واضح است خواست های شهوانی و نفسانی که کم و بیش در جوانان ما هم دیده می شود بسیار مضر خواهد بود.اما تفکیک بعضی از نکات برمی گردد به هر فرد با توجه به شخصیتی که از خود انتظار دارد.
جوان و نوجوانی که از یک شیعه و مسلمان انتظار می رود فردی است پرهیجان و بانشاط و البته پربازده و فعال و خواست های وی هم باید در این راه و با این شرایط باشد.
شاید یکی پیوسته بر این ادعا باشد که خواست من گوشه نشینی و استراحت و خدایی ناکرده تفریح های مبتذل است که در جواب باید گفت که در این صورت فقط باید به نیازهای فرد توجه کرد و اصلا به دنبال خواست ها نرود و طبیعی است که سخت و مشکل خواهد بود.اما این انتظار از یک ایرانی می رود که حرکتی درست و قدمی محکم بردارد.
وظیفه ام چیست؟