تحلیل اقتصادی ، سیاسی شخصی

پس نوشت:اگر حال و حوصله تحلیل را ندارید فقط نتیجه گیری را بخوانید.
مشاهدات بنده بر اخبار داخلی و البته گذراندن حداقلی بر اخبار خارجی نشان می دهد که آخرین تحریم ها علیه ایران در حال صورت گرفتن است که گرانی دلار و طلا تحت تاثیر این موضوع قرار گرفته است.

دور آخر تحریم ها ، به طور کامل مردم را هدف قرار داده است و به دنبال کم کردن رضایت مردم از سیستم مدیریتی حاکم بر جامعه است.

البته ممکن است سیاستمداران آمریکایی-غربی فرض کنند که مردم نسبت به کل نظام رویگردان شدند و پیوسته به دنبال این هدف باشند تا مردم را نسبت به تمامیت نظام بدبین کنند.اما تجربه نشان داده است که مردم ممکن است نسبت به یک قسمت که آن هم سیاست خارجی و یا اقتصادی است انتقاداتی داشته باشند و هیچگاه به کل نظام بدبین نمی شوند چراکه از اعتقاد آنان برخاسته است.

اما از همه صحبت های منفی گرایانه بگذریم ، انتخابات در راه است و به طور کامل می توان این انتخابات را علاوه بر انتخاب فرد اصلح برای ریاست جمهوری ، جواب مردم بدانیم به آمریکا.

طبیعتا اگر میزان شرکت مردم در انتخابات پایین باشد ، می توان این جواب را داد که مردم از وضعیت کنونی ناراحت هستند.اما در مقابل آمریکا چه عملی را انجام می دهد؟آیا تحریم ها را برمی دارد؟

جواب منفی است.تازه سیاست مداران آمریکایی فضایی را در مقابل خود می بینند که بتوانند چه به صورت جاسوسی و چه به صورت رسانه ها و فعالیت های ضد فرهنگی علیه ایران ، مردم را علیه نظام بشورانند که این عملی نیست و در این بین همه ضرر می بینند ، که فرصت برای بررسی آن نیست.

اما اگر انتخابات پرشور برگزار شود.دست آمریکا بسته خواهد شد.هیچ راهی برای از بین بردن ایران نمی ماند جز جنگ ، و خود به خود اسرائیل در خطر خواهد بود.

و اما نتیجه گیری:انتخابات چه پرشور باشد چه کم ، تحریم ها برداشته نخواهد شد.

انتخابات پرشور باشد ، جنگ ظاهری در راه هست.

شرکت در انتخابات کم باشد ، از درون نابود خواهیم شد.

پیروان امام حسین (علیه السلام) چگونه عمل می کنند؟


پ.ن:دغدغه ، دغدغه است دیگر ، حتی اگر صاحب نظر نباشم.

جدایی دین از سیاست

همیشه این عنوان که چگونه افرادی درباره این موضوع صحبت می کنند و نظرات متفاوتی را ارائه می دهند مورد توجه بنده بوده و هست.

طبیعی است که به جز گروه های بدخواه این مرز و بوم دو گروه هستند که شاید به فکر کشور باشند اما دید آنها نسبت به این موضوع قابل توجه است.

و جالب اینجاست که هر دو گروه به ظاهر خواهان همه جانبه دین اسلام هستند.

اول از همه سیاست طلبان صرف و دیگر مذهبی های تندرو که شاید کلمه مذهبی را نتوان بر آنها نهاد.

گروه اول یعنی سیاست طلبان بیشتر به دنبال این هستند که با تفکرات سیاسی خود راه های صعود کشور را به فضای تعالی و رشد سوق دهند که البته همه این کلمات به زعم خود آنهاست و آنها اسلام را دست و پاگیر می دانند و به یقین اگر ایمان کامل داشته باشند نمی توانند حرکات ناشایست شبیه حرکاتی که هر از چند گاهی از عده ای می بینیم را انجام دهند.

و اما گروه دوم که سیاست را کثیف می پندارند برای ضربه نخوردن اسلام و به زعم خودشان برای صدمه ندیدن دین اسلام در ذهن عوام،این موضوع را دنبال می کنند و دفاع می کنند.

خب البته کار به این نکته نداریم که جواب این دو گروه مشخص است و اینکه یا اسلام دین کاملی است یا خیر؟ که طبیعی است جواب هر دو گروه آری است.پس برای سیاست هم برنامه دارد.

اما چه شد که این فکر یعنی جدایی دین از سیاست در ذهن عده ای جا گرفت؟

به جز عوامل خارجی که همیشه به فکر دشمنی بودند یکی از مهم ترین نکات عملکرد مسئولینی است که مخالف جدایی هستند، اما انگار نه انگار.

برای شفاف سازی بهتر،می توان اشاره داشت که قدرت در بین عده ای هدف است بدون اینکه خود بدانند و به بهانه وظیفه و خدمت به خلق خدا به فکر قدرت طلبی خود هستند حال خواسته یا ناخواسته

هنگامی که اولین قدم اشتباه باشد پس آخرین قدم چقدر تا راه اصلی فاصله دارد خدا می داند و مردم این زمانه این فاصله را می فهمند و برای آنها قابل لمس است و همین موضوع نظریه جدایی دین از سیاست را تقویت کرده.

می توان به دنبال راهکارهایی بود که بتوان کمی بهتر پیشرفت یک کشور را به شیوه مولایمان حضرت علی علیه السلام بخواهیم.اما خب نکته اینجاست همانطور که در زمان مولایمان کارشکنی هایی شد در این زمانه هم دور از ذهن نیست که حرکاتی ببینیم که دور از شان باشد و اینجاست که باز هم مردم باید به وسط بیایند و با نگاه به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و نائب بر حقش راه را از بیراه شناخته و حرکت کنند.

التماس دعا

نهضت اسلامی ایران

چندی پیش تازه کلمه نهضت را فهمیدم که به چه معناست و خب لذتی بس عمیق بردم البته با مثالی که زده شده بود.

نهضت به معنی تلاش های فکری و فرهنگی ریشه دار و دراز مدت که با فرهنگ حکومت در تعارض است و ممکن است به انقلاب منتهی شود.

خب برای خودم جالب بود که ممکن است انقلابی که ۳۲ سال پیش مردمانی بزرگ منش انجام دادند پیرو نهضتی است که از قبل اتفاق افتاده است.البته نباید این را نادیده گرفت که حتی بزرگترین نظردهنده ها و نویسنده های مجرب اروپایی انقلاب خود می دانند و نوشته اند که نظیر انقلاب اسلامی ایران در هیچ جای جهان اتفاق نیافتاده.

از بحث دور نشویم.نهضت با آموزش های فکری و فرهنگی آغاز می شود و بر اثر گسترش افکار جدید، شکل سیاسی و انقلابی به خود می گیرد.

نهضت اسلامی ایران با ورود اسلام به ایران در قرن اول هجری آغاز شد و با رسمیت شناختن مذهب شیعه در ایران در قرن دهم هجری تقویت شد و با نهضت روحانیون و علمای شیعه در چهار قرن پیش رفت و با نهضت امام خمینی در قرن چهاردهم هجری به انقلاب منتهی شد و حکومت جمهوری اسلامی مبدل شد.

به شخصه هیچ وقت با این دید نگاه نکرده بودم که نهضت امام خمینی ادامه نهضت پیامبر بود و به عبارتی زمینه چینی رژیم های و یا به عبارتی در قدیم حکومت های سلطنتی از آن زمان آغاز شد و پس از زمانی طولانی به سرانجام رسید و این نشان می دهد که ارزش انقلاب بیشتر از آن هست که حتی بتوانیم آن را درک کنیم.کمی مقایسه همه چیز را روشن می کند.


پ.ن:البته باید عرض کنم که این ترم درس انقلاب اسلامی ایران دارم و خب این نکته برای من بسیار ارزشمند بود که حقیقت انقلاب پدران ما به خیلی از زمان های دور برمی گردد و خب در عین حال وظیفه  ما تا چه حد سنگین تر خواهد شد.

یک تحلیل سیاسی شخصی

معمولا در حدی نیستم که بخواهم در سیاست دستی دراز کنم و آنچه در فکر دارم را بگویم.

اما مهمترین موضوعی که سال پیش من و تمام ملت عزیزم رو مورد خطاب قرار داد.مسئله انتخابات بود که حال آنچه در ذهن داشتم و خود به آن رسیدم که دیگران نیز در رسیدن من به این موضوع نقش داشتند.

مهمترین موضوعی که همه آن از زمان انتخابات به آن می پرداختیم.جنبش سبز بود.

البت این نه آن است که ما می دیدیم.بلکه آن است که می اندیشیدیم.

و حال پاسخ به این سوال که جنبش سبز چه کسی  یا چه کسانی، چه فردی یا چه افرادی، چه گروهی و چه گروه هایی با آن بودند و می خواستند در پی این موضوع به آن چیزی که می خواستند برسند.

طبیعی است که انسان یکسری خواست هایی دارد که درصدد هست به آن برسد همانطور که قبلا گفتم.

و اما پاسخ به سوال بالا:

طرفداران این جنبش سه گروه بودند:

۱-گروهی که واقعا لازم بود باشد حال کار ندارم که بعدا آنچنان تغییر کرد که بهتر بود نمی بود.یک عده به دلیل واضح نبودن انتخابات و رای گیری دست به یکسری اعتراضات زدند و خب عده ای در داخل نظام بودند که چون داخلی بودن زیاد نگران نبودیم.اما کمی از سادگی آنان مضطرب بودیم که این هم سادگی آنان بود که کار دستشان داد.در ابتدا یک نکته ای بگویم این گروه موافق نظام جمهوری اسلامی است و حداکثر سر بعضی از موضوعات اختلاف نظر دارد.حال اگر کسی از جنبش سبزیان خود را با این مشخصات نمی یابد بهتر است به دنبال خود در گروه های دیگر باشد.

۲-گروهی که از سی و اندی سال پیش تشکیل شد و بسیار در پی این بود که به اهداف خود برسند.این گروه را مخالف نظام می خوانم.این گروه با فعالیت های عظیمی که داشته و دارد.توانسته بعضی از ناآگاهان عرصه ی سیاست را به دور خود جمع کند.طبیعی است که اهداف آنان از قدیم به چنگ اوردن این نظام بوده که مردم با خونشان به اقتدار رساندند.واقعا گروهی که سختی انقلاب و جنگ را به خود ندیده بود.دوست ندارد که الان در سختی تحریم و فشارهای اقتصادی باشد.اما این عده در عین حال که باید در زیر این چتر به جایی برسند به فکر آنند که چتر پاره ای که مزدوران به آنان دادند را بر سر بگیرند.نمی خواهم درد دلم را باز کنم.پس گروه سوم هم وارد این عرصه شد.

۳-و اما گروه سوم که از شاید ۱۰۰۰ سال پیش تشکیل شده بود و در صدد ضربه بوده که حتی ضربه هایش ربطی به انتخابات هم نداشته اما در زمانی که تنور داغ است طبیعی است که خمیر سریع تر می چسبد و به عبارتی در این زمان بود که به فکر لطمه زدن به دین اسلام و تفکر ناب شیعی بودند که اعمالی از آنان دیده شد.

حال به طور خلاصه به موضوعات بالا می پردازیم:

نمی دونم تا چه حد وزارت اطلاعات ایران را می شناسید؟این وزارت را که مایه اقتدار کشور و سربلندی تمام ایرانیان است تا چه حد می شناسید؟

گروه اول و نه تنها فقط گروه اول بلکه تمام مردم ایران که پشت رهبری ایستاده اند نیاز مبرمی به این وزارت دارد چراکه گروه اول خودشان نیاز به این کشور دارد و برای رسیدن به اهداف خود باید به این قدرت تکیه کند.

حال این قدرت که دست اندازی گروه های دیگر را اعلام می کند.آنان باید چه کار کنند؟یعنی وقتی از پشت پرده سخن به میان آورده می شود.آنان چه دستورالعملی را باید به دست بگیرند؟

پاسخ به این سوال ساده است.اما نمی دانم چرا نتوانستند به این سوال پاسخ دهند و مایه اشتباهاتی شدند که همیشه رهبری و نظام جمهوری اسلامی از آن سخن به میان می آورد.

و این اشتباه باعث شد.بسیاری از گروه اول خود را ببازند و دیگر آن صلابت خود را نداشته باشند.باعث شد که از هم بپاشند و آن اقتدار را نداشته باشند.از چشم مردم بی افتند.

آری اشتباهاتی شد اما تا کی این ادامه دارد.خدا می داند.