انواع استعمار(3)

در ابتدا باید عرض کنم که اگر دوستانی دو نوع استعمار قبلی رو مطالعه نکردند بهتر است کمی وقت گذاشته و مطالعه کنند تا تفاوت را بهتر متوجه شوند.

و اما آخرین نوع استعمار

خب با توجه به اینکه سلطه گران نتوانستند آنطور که در ذهن خود داشتند به اهداف خود برسند در نتیجه راه دیگری را پیش گرفتند که اکثر ضعف های مدل های قبلی رو برطرف می کرد.

این نوع استعمار که استعمار فرانو نام گرفته است را می توان در یک کلمه در رسانه خلاصه کرد.

برای باز شدن مطلب مثالی را متذکر می شویم.در فضای فوتبال و ورزشی که محبوب اکثر جوانان است چه کسی حرف اصلی را در تغییر و جهت گیری ذهن و خود افراد می زند؟آری چه فردی؟چند گزینه را می آوریم.

۱-آقای علی دایی ۲-آقای افشین قطبی ۳-آقای مهرعلیزاده ۴- آقای فردوسی پور ۵-آقای دادکان ۶-... ۷- و هر فردی که شاید در ذهن شماست.

با کمی فکر کردن می فهمیم تاثیر حرف آقای فردوسی پور بیشتر است تا صحبت های دیگر افراد و به عبارتی اکثر جوانان را تحت تاثیر قرار می دهد.حال دلیل این موفقیت چیست؟طبیعی است مهم ترین عامل موفقیت داشتن برنامه ۹۰ است که پس می شود رد یک کلمه گفت رسانه فوتبال در دستان آقای فردوسی پور است.

پس سلطه گران به این نتیجه دست پیدا کردند که بهترین کار برای تاثیر، رسانه است.حال با استفاده از ۱-رسانه ۲-اقتصاد و مسائل مالی درصدد اعمالی برآمدند که استعمار فرانو را تشکیل می دهد که به جزئیات اعمال می پردازیم.

همانطور که می دانیم مهم ترین عامل قیام مردم علیه سلطه گران آگاهی مردم بود که خب اولین هدف آنان ایجاد غفلت بین مردم است.وبه عبارتی دور کردن مردم از مسائل کشوری و سیاسی.یادم نمی رود که یک جایی گوش کردم که یکی از سران آمریکا به طور علنی گفت که بگذارید مسلمانان آنقدر تسبیح بچرخانند وسر بر مهر بگذارند که پوست دست و پیشان آنها پینه ببندد.البته مضمونش به این صورت بود.پس یکی از کارها ایجاد غفلت است.

۲-تغییر سلیقه:پوشیدن مد یکی از رفتارهای رسانه برای مردم است و البته این حداقل کار آن است.زمانی که فکر اکثر مردم به دنبال مسائل سیاسی است با ایجاد شبکه های مختلف درصدد دور کردن مردم از فضای سیاسی و امنیتی است.حال با ایجاد فیلم ها یا تاسیس شبکه ها به این اهداف می رسند.

۳-جهانی سازی قوانین و مقررات:یکی از رفتار آنان ایجاد قوانینی بود که تمام کشورها باید از آن تبعیت کنند.برای مثال جدانبودن مکان های خانم ها و آقایان یکی از طرح هایی است که به تصویب رسیده است و آنان ایران را مجبور می کنند که این طرح را قبول کند.که خب به دلیل وجود دین اسلام و حتی می شود طرز تفکر ایرانیان این اجازه رو نمی دهد که این طرح رو قبول کنند.

۴-جهانی سازی اقتصاد(WTO):آنان درصدد بودند که با تجارت آزاد در بین کشورها هدف های خود را دنبال کنند.این طرح که در ابتدا خوب به نظر می رسید.به این صورت بود که هیچ گونه گمرکی وجود نخواهد داشت و اجناس با قیمت تولیدی در بازارهای کشورها مورد مصرف قرار خواهد گرفت.اما این طرح باعث از بین رفتن صنعت داخلی در کشورهای درحال توسعه می شود و پس از وابستگی کشورها، واردات کالا به صورتی که مورد هدف آنان باشد صورت می گیرد.

۵-یکسان سازی فرهنگی:برای مثال ایجاد لباس یک شکل،که ما از آنان تاثیر گرفته اما اعراب با این همه پسرفت اما لباس خود را حفظ کرده و تا کنون برآن پابرجا بودند.اما هدف آنان چه بوده؟طبیعی است که پس از وارد کردن فرهنگ مورد نظر دیگر مرزی وجود ندارد.نیاز به کالاهای فرهنگ خاص،زمینه ساز تسلط سیاسی و امنیتی و خیلی از اهداف دیگر که در جای خود نیاز به نقد و بررسی دارد.

بنده به صورت خیلی خلاصه خواستم که این موضوع رابه اتمام برسانم که تا حدی موفق شدم.فقط در آخرین نکته این را متذکر شوم که منظور این نیست که استعمار نوع اول و دوم به اتمام رسیده و فقط استعمار نوع سوم وجود دارد.و این درحالی است که ما می بینیم در کشورهای عراق و افغانستان هنوز استعمار نوع اول وجود دارد.و می شود گفت در بعضی کشورهای عربی استعمار نوع دوم وجود دارد.

در ضمن از دوستان و بزرگواران تشکر می کنم که این بنده حقیر را قابل دانسته و تحلیل های بنده رو مطالعه کردند که البته می شود گفت بیشتر مطالبی بود که بر سر کلاس های اساتیدی چون خود شما یاد گرفتم

انشاالله در پست های بعدی به بررسی راه های تغییر در ساختار حکومت ها می پردازیم.

انواع استعمار(2)

در پست قبلی استعمار کلاسیک به طور خیلی عامیانه و گفتاری توضیح داده شد حال به بررسی استعمار دیگر می پردازیم.

بعد از استعمار کهن یا کلاسیک به دلیل نقص ها و ضعف های موجود و تبعات حتی غیرقابل جبران نوع دیگری از استعمار پا به عرصه دنیای انسانیت نهاد که آن را استعمار نو نامیدند.

استعمار نو یا استعمار نئوکلاسیک را در یک جمله می توان گفت نزدیک شدن به کانون قدرت،حال ممکن است که پادشاه باشد یا روحانیون و یا درباریان و به عبارتی هرکسی که می تواند تاثیر به سزایی بر کشور و تفکر و ذهن مردم بگذارد و این ضرب المثل را همراه خود دارد که "کدخدا رو ببین ده رو بچاپ"

برای باز شدن موضوع به صورت تیتروار مشخصات این نوع استعمار را بیان می کنیم.

۱-به کارگیری نیروهای مزدور و وابسته بومی از طریق مستشاران اقتصادی،نظامی و امنیتی

۲-حاکمیت نامحسوس اما قوی بر حاکمان

۳-چپاول و غارت ثروت های ملی و... از طریق انعقاد قراردادهای استثماری

۴-تبدیل کشور زیر سلطه به بازار فروش

۵-هجوم به فرهنگ ملی و بومی کشور زیرسلطه،از طریق تهی سازی فرهنگی

۶-ترویج فرهنگ کشور سلطه گر

-۷تهاجم به مذهب با ایجاد ادیان و فرق کذب و دروغین

۸-ایجاد کانون های مخفی به منزله پشتوانه حاکمیت سیاسی

۹-یکی دیگر از کارهای آنان ایجاد اختلاف بین گروه های عدالتخواه و بردن آبروی شخصی رهبران آنان:

برای مثال پیداشدن یک حساب شخصی از آیت الله کاشانی در بانک انگلیسی که با تکذیب آیت الله کاشانی روبرو شد اما بسیاری از اذهان مردم تا زمانی درگیر همین موضوع بود.

وهمچنین پروژه آژاکس که قرار بر آبروریزی مصدق تنظیم شده بود.که درصدد بودند با همجنس بازبودن نشان دادن ایشون تمام افکار مردم رو از ایشون دور و حتی مورد غضب مردم قرار گیرد.

۱۰- دست به ترور جانی افراد محبوب بین مردم نیز می بردند.

اما این نوع استعمار نیز نقاط ضعفی همراه خود داشت که عبارت اند از:

معمولا بعد از چند وقت مردم به رابطه مزدوران با سلطه گران پی می بردند که همین امر باعث می شد که سلطه گران نتوانند به آنها اتکا کنند.و باید به دنبال فرد دیگری می رفتند که همین امر نیز باعث تضعیف و هزینه دار بودن این عمل می شد.

در ضمن،همیشه ترور جانی شخصیت ها مظلومیت دارد که این موضوع خود محبوبیت می آورد.و هزینه سنگینی برای کشورهای سلطه گر داشته و دارد.

و اما این نوع استعمار نیز قیام هایی را دربرمی دارد و سلطه گران نتوانسته بودند این ضعف رو به طور تمام و کمال از بین ببرند.چرا که همیشه افراد آگاه در این بین بودند که مردم را آگاه کنند.

پس این نوع استعمار هم مورد پذیرش صددرصد سلطه گران قرار نگرفت با این حال هنوز نیز از آن استفاده می شود اما استعمار دیگری پا به عرصه نهاد که با توجه به طولانی بودن این پست مجبور شدم تا در پست بعدی خدمت دوستان برسم.

انواع استعمار (1)

همانطور که می دانید از قدیم الایام کلمه استعمار به کار برده شده و امروزه نیز یکی از موضوعات مهم و حائز اهمیت در جهان است.

حال در حد توان و همچنین آموزه هایی که به دست بنده رسیده فرصت را مغتنم شمردم تا کمی در این مورد توضیح بدم.البته این سری از موضوعات که تا حدی روشنگر فضای جهان است در چند هفته اخیر نیز مورد بررسی قرار می گیرد.

خب موضوع این پست انواع استعمار

همیشه استعمار دلایلی داشته که با توجه به نوع آن هدف نیز تفاوت دارد.اما یک هدف کلی استعمار این است که بتوانند جامعه و کشور خود را از لحاظ مادی و فرهنگی و سیاسی و ... قدرتمند کنند که بهترین راه این است که کشورهای سایر رو به سلطه خود در بیاورند.

اولین نوع استعمار که آغاز کننده اشتباهات انسانی بود استعمار کلاسیک یا کهن می نامند.

ویژگی این نوع استعمار این است که کشورهایی که از لحاظ نظامی قدرتمند هستند.به فکر حمله به کشورهای نسبتا ضعیف و دارای منابع مورد نظر هستند که در جهان این اتفاق کم نیافتاده.

حمله انگلیس به هند از جمله این نوع استعمار است.حمله فرانسه به کشورهای آفریقایی(الجزایر و ...) و حتی حمله پرتغال به کشور عزیزمان در دوره صفویه از این نوع استعمار به شمار می آید.

طبیعی است که این نوع استعمار دارای اشکالات و معایبی است که بسیار مورد توجه است:

۱-هزینه سنگین:همانطور که می دانید جنگ در یک کشور دیگر بسیار سخت و طاقت فرساست و همچنین جمع آوری لشکر در آن زمان و ذخیره های غذایی و ... باعث می شد که این نوع حملات بسیار مورد نقد قرار گرفت.

۲-ضایعات حیثیتی: یکی دیگر از مشکلات این است که کشوی با قدرت بسیار زیاد نتواند به پیروزی برسد و همین موضوع باعث می شود که مشکلاتی در آینده گریبان گیر آنها شود.

برای واضح شدن موضوع:زمانی که اعراب در تمام جهان تصمیم گرفتند به اسرائیل حمله کنند اسرائیل با کمک های آمریکا توانست بر آنان پیروز شود حال ممکن است نتوانسته باشد ضربه مهلکی به اعراب ارد کند اما همین که توانسته مقابل آنان بایستد خود دربردارنده قدرت اسرائیل شد و ترس از جنگ و حیثیت از دست رفته اعراب را برای آنها به وجود آورد.تا جایی که اسرائیل قصد حمله به نوار غزه و فلسطین اشغالی را داشت که با مقاومت حماس روبرو شد که شکست ۳۳روزه آنها را دربرداشت.همین امر باعث شد که اسرائیل هم در اذهان جهان گونه ای دیگر شکل بگیرد.

۳-زمینه ساز قیام: همیشه حفظ کشور تصاحب شده سخت تر از گرفتن آن است چراکه هر لحظه از جای جای کشور مورد حمله و شورش قرار می گرفتند که همین امر باعث تضعیف آنان می شود.

برای مثال پس از گرفتن هندوستان توسط انگلیس رهبران قبایل مختلف دست به حمله می زدند که حتی می توان گفت یکی از علل شکست انگلیس و خارج شدن آنان این امر بود.

در ضمن دو نوع استعمار در پست بعدی مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.چراکه جدیدتر و دارای مباحث بیشتری است.