چه کسی تقلب کرد؟

با خود قرار گذاشته بودم که پست انتخاباتی نگذارم اما شرایط انتخابات به گونه ای رقم خورد که همه را مبهوت کرد و طبیعتا بنده هم بسیار تعجب کردم. اما درسهایی از این انتخابات گرفتم که احساس می کنم بد نیست ارائه کنم.

تبریک می گویم به آقای روحانی ، آقای عارف و از همه مهمتر آقای خاتمی و از همه تاثیرگذارتر آیت الله هاشمی رفسنجانی که حقیقتا سیاستمداری ایشان بیش از پیش به من ثابت شد.

ایشان برای ثبت نام نامزدی ریاست جمهوری در روزهای آخر دست به کار شد، با علم به اینکه رد صلاحیت می شود و افرادی ساده لوح شبیه بنده، کار ایشان را برای کنار گذاشتن اسفندیار مشایی تفسیر کردیم و یا اینکه ایشان ، خود را داخل نظام دیده اند و احساس وظیفه کرده اند و احسنت به ایشان. اما کمی که دقت می کنیم امروز می فهمیم که چرا ایشان آمدند و رد صلاحیت را با تمکین بسیار عالی و بامظلوم نمایی قوی قبول کردند و خود را بیش از پیش در دل مردم جای دادند که زمانی از این مورد استفاده کنند که کردند.

آقای خاتمی که ایشان بسیار قویتر از آقای موسوی خوئینی ها عمل کرد و کاملا با فضای جامعه آشنا بود و بسیار قوی در روزهای آخر ظاهر شد تا رای افرادی که دم از رای ندادن می زدند را به خود جلب کند که کرد.

اما برسیم به دکتر روحانی که حقیقتا فهمیده بودند که چگونه باید از مردم ایران رای بگیرند. حقیقتا گاهی اوقات ایشان را با دکتر احمدی نژاد مقایسه می کردم. گفت و گوی خبری 20:45 و مناظره سوم بهترین گواهان این قضیه اند و بسیار سیاستمدارانه کار خود را جلو بردند و لحظه لحظه جای پای خود را در بین مردم باز کردند.

این از اصلاح طلبان و اعوان و انصار . اما برسیم به اصول گرایان که نمی دانم چرا کسی نیست که آنان را زیر یک چتر بیاورد. اختلاف نظر وجود دارد حتی درون یک حزب ، اما نه در این حد که نتوانند شرایط را بسنجند و تصمیم بگیرند.

اول گله را از نامزدی شروع می کنم که خودم به وی رای دادم. ایشان از نظر اخلاق انتخاباتی بسیار قوی ظاهر شد و گاهی بنده را ناراحت می کرد که با خود می گفتم: برادر من ! آقای جلیلی ! افراد کمی صحبت شما را متوجه می شوند. اگر کسی از من بپرسد که نیت شما از فرصت و ساختار چیست پاسخ می دادم اما نه اینکه شما جلوی 50 میلیون ایرانی به گونه ای صحبت کنی که اکثریت مردم می گویند ما که نفهمیدیم ایشان چه گفت.

از همه اینها بگذریم! آقای جلیلی ! گرانقدر ! یک نگاهی به رئیس ستاد انتخابات تهرانت انداخته ای؟ آمدی مشهد ! افرادی که کنارت بودند را میشناسی؟ من که از هیچ چیز اطلاع ندارم می دانم چه اتفاقاتی در دولت های قبلی افتاده. اصلا حواست بود که ستادهایت چکار می کردند؟ به آنجا رسیده بود که مجبور بودی حرفهایی که در ستادهایت زده می شوند را تکذیب کنی.

همین که هنگامی تهدید به جنگ کردند پایه جا مانده ات را روی میز گذاشته ای  و گفته ای در جنگ بعد این پایم را می دهم. آخر عزیز من! خود تیشه به ریشه خود زدی و بس.

و اما آقای ولایتی که بهتر است اصلا صحبتی درباره ایشان نکنم که واقعا انسان ناراحت می شود. غیر از این نبود که شما  با این مضمون گفتید اگر از این ائتلاف یک نفر بیشتر باقی ماند به حقانیت ما شک کنید. خب مردم شک کردند. شما که می دانستید عملا رای نمی آورید چرا اینگونه جذب قدرت شدید. درست است که آیت الله رفسنجانی گفتند که اگر دکتر روحانی نبود به شما رای می دادند که فکرکنم همین کافی بود برای ضربه زدن به اصولگرایان از طرف شما.

و اما آقای قالیباف که حقیقتا من نمی دانم این اعتماد به نفس را از کجا آورده اید که فکر کردید ثبات رای دارید؟ هنگامی که در خط اعتدال حرکت می کنید نمی دانید که نزدیکی رقیبانی حرکت می کنید که نمی توانند ببینند شما اینگونه رای دارید؟

چگونه خود را در سطح دکتر روحانی دیدید که در مناظره ها با ایشان جدل کردید؟ مگر آقای حدادعادل جان فدایی نمی کرد؟ چرا شما خودتان را سوزاندید زمانی که می دانید رقیب چشمش به شماست. از آن هم بگذریم چرا به مثابه آقای ولایتی به گونه ای از سیاست صحبت کردید که حتی نگذاشتید دکتر جلیلی و دکتر حدادعادل  سکوت خود در برابر شما را  نگه دارند. غیر از این است که که به دنبال جمع آوری رای بودید و حواستان به اصولگرایی تان نبود که آن تندرویان اصولگرایی شروع کنند به تخریب شما.

حتی من هم که قبل از انتخابات شما را در صدر می دیدم و همیشه می گفتم بین آقایان قالیباف و ولایتی و جلیلی شک دارم، کنار زدید.

نمی دانم تند رفتم یا نه؟ که احتمالا کمی تند رفتم. از این ناراحت نیستم که آقای روحانی رئیس جمهور 4 ساله و حتی 8 ساله می شود و تفکرات و ذهنیات ایشان را با توجه به اطرافیان و حمایت کنندگان شان بیان کنم.

البته خیلی دوست دارم مردم بفهمند که ممکن است ارزانی ها به سوی کشور سرازیر می شود اما شاید 30 سال بعد ما هم بمانند غربیان الان در خیابان ها میریزیم و گله و شکایت از سرمایه دارانی می کنیم که تمام کشور را در دست گرفته اند و حتی رئیس جمهوران آینده نیز نمی توانند مقابل آنان بایستند همانگونه احمدی نژاد دیروز نتوانست. ارزانی می شود اما هیچکس نمی فهمد چطور شد هنوز کاری انجام نشده ارزانی شد. هنوز تولیدی نشده که اینگونه ارزان تر شد. هیچ کس نفهمید که چرا دلار و سکه پایین آمد زمانی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ثبت نام کرد.

انشاالله اقتصاد درست شود اما فرهنگ و دین و اسلام همین که هست بماند.

درضمن تقلب نشده است.


پ.ن: حرف زیاد داشتم اما از نوشتنش خسته شدم.

درضمن ببخشید لحن کلام تند است اما زیاد دور از منطق نیست.

دکتر قالیباف تبریک می گویم!!

فردا روزیست که دنیا از انگشتان رنگی ما انگشت به دهن می‌ماند و حرکت ما درس‌های بزرگی به جهانیان خواهد داد.

همانطور که نظرسنجی‌های مختلف میزان مشارکت را تخمین زده‌اند امسال  حدود 70% میزان مشارکت خواهیم داشت. از حدود 50 میلیون حق رای حدود 35 میلیون در انتخابات شرکت خواهند کرد. (انشاالله)

35 میلیون به چه کسی رای خواهند داد؟

احتمالا می‌دانید که این دوره قطعا به دور دوم خواهد کشید. چراکه باید نفر اول 17.5 میلیون رای داشته باشد که از بین نامزدها فکر نکنم کسی این میزان رای داشته باشد.

برای در نظر گرفتن احتمالات، عده ای بر این باورند که آقای روحانی دور اول تمام خواهد کرد.اما اگر آرای اصلاح طلبان در سال 1388 به صندوق دکتر روحانی ریخته شود.(حدود 13 میلیون) مشارکت 40 میلیونی خواهد بود که حتی اگر عده‌ای از احمدی نژاد خسته شده باشند 7 میلیون نیستند و دکتر روحانی به 20 میلیون نمی‌رسد. ( اینکه چرا 40 میلیون؟ چون 5 میلیونی که رای نمی‌دهند از افرادی هستند که 4 سال پیش به میرحسین موسوی رای داده اند و حال قهر کرده اند.)

اصولگرایان هم که به دلیل تعداد نامزدها رای بین آنها شکسته می شود و هیچ کدام 17.5 میلیون ندارند.

اما دور دوم چه افرادی خواهند رفت؟

به نظر بنده آقای روحانی با حدود 9 میلیون نفر اول، آقای قالیباف حدود 8 میلیون نفر دوم، آقای جلیلی با 7 میلیون سوم، آقای رضایی با 6 میلیون چهارم و آقای ولایتی با 5 میلیون نفر پنجم خواهد شد.( آقای غرضی هم احتمالا 1 میلیون رای می آورد.)

لازم به ذکر است که آرای گفته شده با تغییر 1 میلیون کم و زیاد است.

پس دور دوم آقایان روحانی و قالیباف به رقابت می پردازند که بسیار واضح است اصولگرایان به آقای قالیباف رای خواهند داد و دور دوم آقای قالیباف با رای 20 میلیونی و آقای روحانی با 10 میلیون و مشارکت 30 میلیونی در دور دوم به پایان خواهد رسید.

انشاالله که ایشان و یا هرکس دیگر بتواند خادم بزرگی برای ملت باشد.


پ.ن:اعیاد شعبانیه بر شما مبارک باد

سه گل روییده اند در باغ احساس / گل سوسن، گل لاله، گل یاس

گل اول که ماه عالمین است / عزیز فاطمه نامش حسین(ع) است

گل دوم نگر غرق است در فضل / امید مرتضی نامش اباالفضل(ع)

گل سوم گل میعاد باشد / امام چهارمین سجاد(ع) باشد

به چه کسی رای می دهم؟ (به همراه جدول)

حقیقتا انتخاب از بین نامزدهای این دوره برای من بسیار سخت بود و البته هست. طبیعی است که هیچگاه نمی‌شود فردی را پیدا کرد که در تمام ویژگی‌ها نفر اول باشد و دفاع از نامزد به عنوان اصلح در تمام ویژگی‌ها خودخواهی است.

بنده انتخاب یک نامزد انتخاباتی را در ویژگی‌های زیر جستجو کردم. البته به نکات جزیی دیگر نیز می‌توان توجه کرد اما سعی کردم همه نکات را در همین خصوصیات تلفیق کنم.

1-توانایی اجرایی

2-برنامه (سه نوع برنامه در اولویت:فرهنگی، اقتصادی، سیاسی)

3-گفتمان و اصول و مبانی فکری و عملی

4-اطرافیان و طرفداران

5-اخلاق مداری و شیوه‌ی صحیح مناظره و جلب نظر مردم به هر طریق ممکن

باتوجه به اینکه پس از شنیدن سخنان نامزدهای محترم و حقیقتا با بی‌طرفی ممکن سعی در انتخاب اصلح برآمده‌ام.(البته از آقایان غرضی و حدادعادل عذرخواهم که این دو بزرگوار را اصلا بررسی نکردم. مهندس غرضی که مشخص است اما از آقای حدادعادل عذرخواهم و البته خداراشکر که ایشان کناره گیری کرد که بنده نمی توانستم نمرات درستی از ایشان ارائه دهم.)

اما انتخاب بنده به عنوان نامزد اصلح جناب آقای دکتر جلیلی است که اگر علاقه‌مند به دانستن دلایل و توضیحات هستید به ادامه مطلب رجوع کنید.

ادامه نوشته

چرا دکتر جلیلی اصلح است؟

روز به روز که می گذرد از احتمال رای دادن بنده به آقای جلیلی کم می شود اما لازم می دانستم دلایل صالح بودن ایشان را بیان کنم.چه بسا این دلایل در ذهن دوستان می تواند اصلح بودن ایشان را تایید کند.و البته این پست در جواب بزرگواری است که این سوال را در نظرات پست قبلی پرسیده اند.انشاالله که مفید واقع شود.

اگر توجه کنید سخنان جناب آقای جلیلی پیرامون چند نکته بیشتر است. استفاده از فرصت ها و ظرفیت ها ، اصلاح ساختار و سازوکار: طبیعی است کشور ایران دارای چشم انداز است و دارای قوانین مشخص که رئیس جمهور باید توانایی رسیدن و عمل کردن به آنها را داشته باشد. به عبارت دیگر داشتن برنامه، هنگامی که برنامه‌ای (حال نه به صورت بسیار جزیی) وجود دارد موازی کاری است.

برای مثال برای رفع مشکلات اقتصادی، همه سخن از تولید ملی یا تولید مردمی می گویند. آنچه که مشخص است این هدف در برنامه تمام نامزدها هست و چیزی که آشکار است دولت باید تولیدی های کوچک و همچنین آن مردمی که خواستار تولید هستند را کمک کنند اما چرا نمی‌شود؟ زیرا ساختار ایراد دارد که وقتی یک تولیدی میخواهد راه بیافتد ، باید هفت خوان رستم را طی کند و در انتها به سرانجامی نمی رسد.

و دلیل دوم: سخنان رهبری در دانشگاه امام حسین(ع) و اکثر قریب به اتفاق سخنان ایشان در ارتباط با حفظ عزت و شرافت ملت ایران مخصوصا در برنامه‌ی هسته‌ای و ... است که آیت الله مصباح هم به صورت علنی گفته‌اند که اینقدر مشکلات اقتصادی را بزرگ نکنید.بلکه مشکلات ما اعتقادی و فرهنگی و ... است (سخنان رهبری و آیت الله مصباح عین سخنان ایشان نیست بنده مضمون و برداشت سخنان را بیان کردم) و خب نسبت به سایر نامزدها ، فردی که با اینگونه تفکر است دکتر جلیلی است.

برای همین هم عده‌ای به ناجوانمردی صحبت از مشخص بودن رای رهبری می کنند چراکه دکتر جلیلی همان صحبت هایی را بها داده اند که رهبری از آنها سخن گفته اند.

آفرین به اصلاح طلبان

دو روز بعد از پست قبلی با تیتری در سایت آفتاب نیوز (وابسته به آیت الله هاشمی رفسنجانی) مواجه شدم که درصدد اجماع برای ریاست جمهوری آقای روحانی و معاون اولی عارف هستند و می توان گفت اصلاح طلبان کمر همت را بستند تا در حد توان خود را نشان دهند.

نمی دانم برنامه اصول گرایان چیست.اما احتمال بسیار بالایی برای حضور نامزد اصلاح طلبان در دور دوم وجود دارد.

به جهت اینکه دوستان بنده از طرفداران آقای جلیلی هستند.تحلیلی درباره درصد رئیس جمهوری ایشان داشتم.

چند درصد احتمال وجود دارد که آقای جلیلی به دور دوم کشیده شود؟ و اگر به دور دوم کشیده شود با کدام نامزد دیگر به این دور می رود؟

آقای جلیلی درصورتی می تواند رئیس جمهور شود که با نامزد اصلاح طلب به دور دوم برود. در غیر این صورت اگر با آقایان قالیباف و ولایتی به دور دوم برود امکان اینکه رای بیاورد بسیار پایین است.چراکه اصلاح طلبان و حتی بعضی اصولگرایان صددرصد بین تندرویی آقای جلیلی و دو نامزد دیگر، آقای جلیلی را انتخاب نمی کنند.

تنها امید آقای جلیلی، حضور ایشان در کنار نامزد اصلاح طلب در دور دوم است که البته امکان این اتفاق باتوجه به اجماع اصلاح طلبان غیرممکن نخواهد بود.

رقابت بین طرقبه و طلاب مشهد

شاید بسیار زود باشد که از امروز رقابت را اینگونه بررسی کنیم چراکه صحبت های اصلی نامزدها و جلب نظر مردم روزهای پایانی تبلیغات خواهد بود. اما بد نیست کمی پا را فراتر بگذاریم.

به طور معمول در سایت‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب نظرسنجی در ارتباط با رای مردم نسبت به نامزدها پرسیده شده است و پس از ملاحظه پاسخ مردم، حال شاید نه عموم مردم و نه تعداد زیادی از مردم، اما نتیجه نظرسنجی ها قابل توجه بوده و هست.

در سایت‌های اصلاح طلب آقایان عارف و روحانی نفر اول و دوم هستند یا بالعکس، که طبیعی است و معمولا درصد رای آنان حدود 15 تا 20 درصد بود. نفر سوم آقای قالیباف با حدود 10 درصد و اندی و آقای جلیلی حدود 10 درصد و البته کمی کمتر از 10درصد و بعد آقای ولایتی و سایر نامزدها.(بیشتر نسبت رای ها با یکدیگر مدنظر است)

در سایت‌های اصولگرا به ترتیب آقایان جلیلی، قالیباف، ولایتی و سپس سایر نامزدها که به ترتیب درصد حدودی آنان 35 ، 30 ، 15 و درصدهای پایین تر که خب این مسئله نیز طبیعی است که حتی آقایان روحانی و عارف کمترین رای‌ها را داشته باشند.

خب اگر این دو مجموعه را کنار یکدیگر بگذاریم. متوجه می‌شویم که آقایان جلیلی و قالیباف رقابت شدید و نزدیکی با یکدیگر خواهند داشت.

البته نباید این دو نامزد غافل از تعقیب کنندگان خود باشند. آقای ولایتی که شاید در شهر بزرگی مثل تهران و مشهد به اندازه آقایان جلیلی و قالیباف رای نداشته باشد اما شهرهای کوچک و نگاهی به سابقه ایشان می تواند هنوز رای بالایی را برای ایشان فراهم کند.

نامزد دیگری که می تواند بسیار تاثیرگذار باشد بستگی به هوش و همبستگی اصلاح طلبان دارد.طبیعی است که بنده در پست ۳۱ اردیبهشت ۱۲میلیون رای اصلاح طلبان را تخمین زدم که اگر قرار باشد بین دو نامزد سرشکن شود هیچ سودی برای آنان نخواهد داشت. پس اگر واقعا حزب‌های مختلف اصلاح‌طلب از یک نامزد خاص حمایت کنند احتمال قوی وجود دارد که نامزد خودشان را در دور دوم ببینند. البته به طور قطع در دور دوم رای نخواهد آورد.اما همین که در دور دوم یک نامزد اصلاح‌طلب حضور داشته باشد بسیار برای آینده اصلاح‌طلبان مفید خواهد بود.

انشاالله انتخابات پرشوری را با یکدیگر رقم بزنیم.

افتادست بر جان انقلابی

افتادست بر جان انقلابی

در سراسر کوچه های شهر پر خونم

از آن ایام، دیری نپاییده

چراغ انقلاب اصلا نخشکیده

ولیکن درد و بیماری

توان عشق و فریادم، ببرّیده

افتادست بر جان انقلابی

در سراسر کوچه های شهر پر خونم

عقل، راه را نشان دادست

عشق، دل را صفا دادست

حماسه خواسته است اما

تمام دست و پا یک دل نشد در راه کاملِ پیدا

افتادست بر جان انقلابی

در سراسر کوچه های شهر پر خونم

تحلیل زود هنگام انتخابات

اینکه از امروز بتوان رئیس جمهور آینده را تعیین کرد بسیار سخت و تاحدی ناممکن است و البته هنوز تبلیغات نامزدها مانده که بسیار تاثیرگذار است.

ابتدای کلام باید به این موضوع اشاره کرد که عدم صلاحیت دیگر نامزدها دلیلی بر حرکت اشتباه آنان نیست. برای مثال احتمالا دلیل اصلی احراز نشدن صلاحیت آیت الله رفسنجانی بالابودن سن ایشان بوده است و بسیاری از نامزدها نداشتن سابقه مدیریت اجرایی و ناتوانی آنان در اداره اجرایی کشور است و برداشت اینکه نامزدها کفایت سیاسی ندارند اشتباه محض خواهد بود.

آقایان جلیلی، حدادعادل، رضایی، روحانی، عارف، غرضی، قالیباف و ولایتی تایید صلاحیت شدند که البته جالب توجه است که از هر طیفی در این انتخابات وجود دارد. که نمی‌دانم باید این موضوع را اتفاقی دانست و یا واقعا دلیلی برای تایید آنان وجود دارد.

به این نکته نیز باید توجه داشت که عده‌ای از نامزدها احتمالا به دنبال راه قانونی جهت تایید صلاحیت خود خواهند بود.از جمله آقای مشایی که این موضوع را علنی اعلام کرده است.

آرای نامزدها به یکدیگر نزدیک بوده و طرفداران خاص خود را دارند اما شاید بتوان با اندکی تامل به این موضوع اشاره کرد که اقایان غرضی،رضایی و حدادعادل از رای کمتری برخوردار خواهند بود.یکی به دلیل ناشناس بودن، یکی به دلیل نداشتن وجهه ریاست جمهوری و دیگری به دلیل نداشتن سابقه اجرایی قوی البته در مقایسه با سایر نامزدها.

نمی‌توان بعضی از نامزدها را با یکدیگر مقایسه کرد.چراکه قریب به 20میلیون نفر و حتی بیشتر در ایران باتوجه به بعد سیاسی رای می دهند.(دانشجویان، اساتید، مدیران و ...)

آقای جلیلی باوجود سن پایین تر و نداشتن سبقه اجرایی، رای بالایی را در دست دارد و البته نقطه قوت ایشان تخصص است و همچنین شخصیت ایشان که عده‌ی زیادی از فعالین فرهنگی را به خود جذب کرده است.

آقایان روحانی و عارف که رای اصلاح طلبان را با خود به همراه دارند (که تخمین اصلاح طلبان به نظر بنده حدود 12 میلیون نفر است) و همچنین سوابق ایشان در دولت اصلاحات می توانند جزء گزینه های اصلی در انتخابات باشند.

آقای قالیباف با سابقه‌ی اجرایی که در شهرداری تهران دارد؛ رای بالایی را به خود اختصاص داده است.

آقای ولایتی نیز با داشتن شخصیت همه جانبه و سابقه اجرایی در دولت های ابتدایی بسیار قوی ظاهر خواهند شد.

از فردا سخنرانی ها و تبلیغات و مناظرات بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد تا بتوان گزینه‌ی اصلح را انتخاب و به جامعه جهانی معرفی کرد.


پ.ن:انشاالله تا قبل از روز انتخابات تحلیل های دیگری می شود ارائه داد.البته اگر تغییری در چیدمان ذهنی اتفاق افتاد.

سخنی، انتخاباتی

بحث‌های انتخاباتی جای جای مختلف، بین دانشجویان، کم و بیش اتفاق می‌افتد؛ اما طبیعتا با آن تب و تابی نیست که انتظار می‌رود.

هر طیفی با هر جهت گیری درباره‌ی کاندیدای مد نظر حرفی می‌زند.

اما غرض بنده آن دست از دانشجویانی هستند که مسائل را با یکدیگر قاطی می کنند و طبیعتا اشتیاقی به رای دهی ندارند.

نمی شود گفت حرف‌هایشان منطقی نیست چراکه مصداق های متفاوتی را به چشم دیدند. از مسائل اقتصادی ادارات گرفته که طبیعتا رشوه و ... تا برخوردهای اجتماعی کارکنان و پارتی و پارتی‌بازی مخصوصا برای کسانی که جهت استخدام‌ رفته اند و به چشم دیده اند.

نمی دانم چگونه باید جواب اشتباهات یک عده از مردم را داد. آن عده ای که وقتی در خانه هستند دم از عدالت می زنند و هنگامی که در محل کار خود حاضر می شوند احساس مالکیت می‌کنند و همه چیز را از خود می دانند و شروع می‌کنند به کارهایی که کاملا خلاف آن چیزی است که باید باشد و این تا بالا ادامه دارد.

اما در حد خودم فکر کنم بد نباشد به این موضوع اشاره کنم که می بینیم مسلمانانی که حتی در واجبات خود کوتاهی می کنند و نه تنها کوتاهی، گویا فراموش کردند. اینجا اگر بخواهیم به دنبال رفع مشکل باشیم؛ دلیل های متفاوتی را می توان ارائه داد. اما آن عده از دوستانی که در نزدیکی انتخابات بلافاصله دم از مشکلات می زنند به مانند این است که بگویند. این همه مسلمان ناخلف را که می‌بینیم نشان می‌دهد که اسلام مشکلی دارد که نتوانسته اینان را درست کند.

چرا باید یک دانشجو اینگونه در ذهن خود استدلال کند؟

چگونه می‌توان سطح فکر را از این بالاتر آورد و گفت دو موضوع متفاوت  را نمی‌شود به چشم نگاه کرد. هیچ کسی نفی مشکلات زیادی را که بوجود آمده را نمی‌کند اما باید مسئله را حل کرد نه صورت مسئله را پاک کرد.


پ.ن: جو انتخابات داغ است و ما را هم می گیرد. این پست هم مرهمی است برای سوختن