چه کسی تقلب کرد؟
با خود قرار گذاشته بودم که پست انتخاباتی نگذارم اما شرایط انتخابات به گونه ای رقم خورد که همه را مبهوت کرد و طبیعتا بنده هم بسیار تعجب کردم. اما درسهایی از این انتخابات گرفتم که احساس می کنم بد نیست ارائه کنم.
تبریک می گویم به آقای روحانی ، آقای عارف و از همه مهمتر آقای خاتمی و از همه تاثیرگذارتر آیت الله هاشمی رفسنجانی که حقیقتا سیاستمداری ایشان بیش از پیش به من ثابت شد.
ایشان برای ثبت نام نامزدی ریاست جمهوری در روزهای آخر دست به کار شد، با علم به اینکه رد صلاحیت می شود و افرادی ساده لوح شبیه بنده، کار ایشان را برای کنار گذاشتن اسفندیار مشایی تفسیر کردیم و یا اینکه ایشان ، خود را داخل نظام دیده اند و احساس وظیفه کرده اند و احسنت به ایشان. اما کمی که دقت می کنیم امروز می فهمیم که چرا ایشان آمدند و رد صلاحیت را با تمکین بسیار عالی و بامظلوم نمایی قوی قبول کردند و خود را بیش از پیش در دل مردم جای دادند که زمانی از این مورد استفاده کنند که کردند.
آقای خاتمی که ایشان بسیار قویتر از آقای موسوی خوئینی ها عمل کرد و کاملا با فضای جامعه آشنا بود و بسیار قوی در روزهای آخر ظاهر شد تا رای افرادی که دم از رای ندادن می زدند را به خود جلب کند که کرد.
اما برسیم به دکتر روحانی که حقیقتا فهمیده بودند که چگونه باید از مردم ایران رای بگیرند. حقیقتا گاهی اوقات ایشان را با دکتر احمدی نژاد مقایسه می کردم. گفت و گوی خبری 20:45 و مناظره سوم بهترین گواهان این قضیه اند و بسیار سیاستمدارانه کار خود را جلو بردند و لحظه لحظه جای پای خود را در بین مردم باز کردند.
این از اصلاح طلبان و اعوان و انصار . اما برسیم به اصول گرایان که نمی دانم چرا کسی نیست که آنان را زیر یک چتر بیاورد. اختلاف نظر وجود دارد حتی درون یک حزب ، اما نه در این حد که نتوانند شرایط را بسنجند و تصمیم بگیرند.
اول گله را از نامزدی شروع می کنم که خودم به وی رای دادم. ایشان از نظر اخلاق انتخاباتی بسیار قوی ظاهر شد و گاهی بنده را ناراحت می کرد که با خود می گفتم: برادر من ! آقای جلیلی ! افراد کمی صحبت شما را متوجه می شوند. اگر کسی از من بپرسد که نیت شما از فرصت و ساختار چیست پاسخ می دادم اما نه اینکه شما جلوی 50 میلیون ایرانی به گونه ای صحبت کنی که اکثریت مردم می گویند ما که نفهمیدیم ایشان چه گفت.
از همه اینها بگذریم! آقای جلیلی ! گرانقدر ! یک نگاهی به رئیس ستاد انتخابات تهرانت انداخته ای؟ آمدی مشهد ! افرادی که کنارت بودند را میشناسی؟ من که از هیچ چیز اطلاع ندارم می دانم چه اتفاقاتی در دولت های قبلی افتاده. اصلا حواست بود که ستادهایت چکار می کردند؟ به آنجا رسیده بود که مجبور بودی حرفهایی که در ستادهایت زده می شوند را تکذیب کنی.
همین که هنگامی تهدید به جنگ کردند پایه جا مانده ات را روی میز گذاشته ای و گفته ای در جنگ بعد این پایم را می دهم. آخر عزیز من! خود تیشه به ریشه خود زدی و بس.
و اما آقای ولایتی که بهتر است اصلا صحبتی درباره ایشان نکنم که واقعا انسان ناراحت می شود. غیر از این نبود که شما با این مضمون گفتید اگر از این ائتلاف یک نفر بیشتر باقی ماند به حقانیت ما شک کنید. خب مردم شک کردند. شما که می دانستید عملا رای نمی آورید چرا اینگونه جذب قدرت شدید. درست است که آیت الله رفسنجانی گفتند که اگر دکتر روحانی نبود به شما رای می دادند که فکرکنم همین کافی بود برای ضربه زدن به اصولگرایان از طرف شما.
و اما آقای قالیباف که حقیقتا من نمی دانم این اعتماد به نفس را از کجا آورده اید که فکر کردید ثبات رای دارید؟ هنگامی که در خط اعتدال حرکت می کنید نمی دانید که نزدیکی رقیبانی حرکت می کنید که نمی توانند ببینند شما اینگونه رای دارید؟
چگونه خود را در سطح دکتر روحانی دیدید که در مناظره ها با ایشان جدل کردید؟ مگر آقای حدادعادل جان فدایی نمی کرد؟ چرا شما خودتان را سوزاندید زمانی که می دانید رقیب چشمش به شماست. از آن هم بگذریم چرا به مثابه آقای ولایتی به گونه ای از سیاست صحبت کردید که حتی نگذاشتید دکتر جلیلی و دکتر حدادعادل سکوت خود در برابر شما را نگه دارند. غیر از این است که که به دنبال جمع آوری رای بودید و حواستان به اصولگرایی تان نبود که آن تندرویان اصولگرایی شروع کنند به تخریب شما.
حتی من هم که قبل از انتخابات شما را در صدر می دیدم و همیشه می گفتم بین آقایان قالیباف و ولایتی و جلیلی شک دارم، کنار زدید.
نمی دانم تند رفتم یا نه؟ که احتمالا کمی تند رفتم. از این ناراحت نیستم که آقای روحانی رئیس جمهور 4 ساله و حتی 8 ساله می شود و تفکرات و ذهنیات ایشان را با توجه به اطرافیان و حمایت کنندگان شان بیان کنم.
البته خیلی دوست دارم مردم بفهمند که ممکن است ارزانی ها به سوی کشور سرازیر می شود اما شاید 30 سال بعد ما هم بمانند غربیان الان در خیابان ها میریزیم و گله و شکایت از سرمایه دارانی می کنیم که تمام کشور را در دست گرفته اند و حتی رئیس جمهوران آینده نیز نمی توانند مقابل آنان بایستند همانگونه احمدی نژاد دیروز نتوانست. ارزانی می شود اما هیچکس نمی فهمد چطور شد هنوز کاری انجام نشده ارزانی شد. هنوز تولیدی نشده که اینگونه ارزان تر شد. هیچ کس نفهمید که چرا دلار و سکه پایین آمد زمانی که آیت الله هاشمی رفسنجانی ثبت نام کرد.
انشاالله اقتصاد درست شود اما فرهنگ و دین و اسلام همین که هست بماند.
درضمن تقلب نشده است.
پ.ن: حرف زیاد داشتم اما از نوشتنش خسته شدم.
درضمن ببخشید لحن کلام تند است اما زیاد دور از منطق نیست.
وظیفه ام چیست؟