سخنی، انتخاباتی
بحثهای انتخاباتی جای جای مختلف، بین دانشجویان، کم و بیش اتفاق میافتد؛ اما طبیعتا با آن تب و تابی نیست که انتظار میرود.
هر طیفی با هر جهت گیری دربارهی کاندیدای مد نظر حرفی میزند.
اما غرض بنده آن دست از دانشجویانی هستند که مسائل را با یکدیگر قاطی می کنند و طبیعتا اشتیاقی به رای دهی ندارند.
نمی شود گفت حرفهایشان منطقی نیست چراکه مصداق های متفاوتی را به چشم دیدند. از مسائل اقتصادی ادارات گرفته که طبیعتا رشوه و ... تا برخوردهای اجتماعی کارکنان و پارتی و پارتیبازی مخصوصا برای کسانی که جهت استخدام رفته اند و به چشم دیده اند.
نمی دانم چگونه باید جواب اشتباهات یک عده از مردم را داد. آن عده ای که وقتی در خانه هستند دم از عدالت می زنند و هنگامی که در محل کار خود حاضر می شوند احساس مالکیت میکنند و همه چیز را از خود می دانند و شروع میکنند به کارهایی که کاملا خلاف آن چیزی است که باید باشد و این تا بالا ادامه دارد.
اما در حد خودم فکر کنم بد نباشد به این موضوع اشاره کنم که می بینیم مسلمانانی که حتی در واجبات خود کوتاهی می کنند و نه تنها کوتاهی، گویا فراموش کردند. اینجا اگر بخواهیم به دنبال رفع مشکل باشیم؛ دلیل های متفاوتی را می توان ارائه داد. اما آن عده از دوستانی که در نزدیکی انتخابات بلافاصله دم از مشکلات می زنند به مانند این است که بگویند. این همه مسلمان ناخلف را که میبینیم نشان میدهد که اسلام مشکلی دارد که نتوانسته اینان را درست کند.
چرا باید یک دانشجو اینگونه در ذهن خود استدلال کند؟
چگونه میتوان سطح فکر را از این بالاتر آورد و گفت دو موضوع متفاوت را نمیشود به چشم نگاه کرد. هیچ کسی نفی مشکلات زیادی را که بوجود آمده را نمیکند اما باید مسئله را حل کرد نه صورت مسئله را پاک کرد.
پ.ن: جو انتخابات داغ است و ما را هم می گیرد. این پست هم مرهمی است برای سوختن
وظیفه ام چیست؟