افتادست بر جان انقلابی
افتادست بر جان انقلابی
در سراسر کوچه های شهر پر خونم
از آن ایام، دیری نپاییده
چراغ انقلاب اصلا نخشکیده
ولیکن درد و بیماری
توان عشق و فریادم، ببرّیده
افتادست بر جان انقلابی
در سراسر کوچه های شهر پر خونم
عقل، راه را نشان دادست
عشق، دل را صفا دادست
حماسه خواسته است اما
تمام دست و پا یک دل نشد در راه کاملِ پیدا
افتادست بر جان انقلابی
در سراسر کوچه های شهر پر خونم
+ نوشته شده در شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:4 توسط محمد سردار
|
وظیفه ام چیست؟