می دانم یا نمی دانم؟!...

بعضی ها ادعا می کنند همه چیز را می دانند.آدم از دست اینها کلافه می شود و یاد فرمایش پیامبر(ص) می افتد که فرمود:«دیوانه است کسی که گمان می کند همه چیز را بلد است.»

البته از شما چه پنهان، گاهی خودم نیز گرفتار این مرض«آنچه همگی دانند بنده همه جا دانم»شده ام ولی وقتی می بینم بسیاری از چیزهایی را که می دانم ندانستنش ضرر ندارد و دانستنش سودی نمی بخشد ، سری تکان می دهم و به گوینده ی این کلام آفرین می گویم که به فرزندش فرمود:«پسرم بدان! در عملی که سود نبخشد خیری نیست و دانشی که شایسته ی فراگبری نباشد حاصلی نخواهد داشت.»

تازه چیزهایی را هم که می دانم در مقایسه با آنچه نمی دانم، اصلا به حساب نمی آید.

از خودم می پرسم چه فایده؟ وقتی من این همه فرمول ریاضی ، لغت انگلیسی و دانستنیهای فیزیک و شیمی و ...  می دانم ولی،نه آفریدگار، مالک و مربی خویش را می شناسم آنگونه که باید بشناسم!

نه می دانم او با من چه کرده و در حقم چه لطفی رواداشته!

نه می دانم چه چیزهایی( چه افکار،چه حالات و چه رفتاری)من را از مسیر انسانیت و دینداری خارج می کند و ورطه ی بیچارگی می اندازد!