ای ابلیس و ای شیاطین
بروید و دام خود بر دیگری نهید چراکه یک ماه از خدا خواستم و شک ندارم به من عطا کرده است پاکی را
بروید و دیگری را هدف تیرهای خود قرار دهید چراکه از خدا خواستم تا تیرهای شما را به من نشان دهد.
این را هم بدانید که با تمام قوا به رویارویی شما می آیم.
درست است ، شاید نفسم آنگونه که می خواهم پولادین نشده و می دانم تا رویین شدن فاصله دارد اما می دانم و شما هم می دانید که مخلصین چه کسانی هستند و خدا هرکسی را که بخواهد هدایت می کند.
بسیاری از ضعف هایم را شناختم و بدانید که هیچ مارگزیده ای از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود.
این را هم می دانم که شما بیکار نمی مانید و به دنبال راه های دیگری هستید.اما من ، خود را به خدایم سپرده ام و می دانم که وعده ی پیروزی از آن استقامت کنندگان است.
حمله هایتان نگرانم نمی کند و می دانم که مرا قویتر می کند و شما هم از پاتک های من بترسید که بد دودمانی را از شما تباه می کند.
بگذار این را هم به شما بگویم و بهتر است بگویم که به شما هشدار می دهم که فقط منتظر حمله های شما نمی مانم و با تمام قوا حمله خواهم کرد.
راهش را نیز بلد هستم.نمی خواهم به شما نگویم چراکه بد نیست بفهمید که قدرت دفاعی شما ، هیچ است و از شیاطین انس شروع خواهم کرد و آنها را آنچنان با فطرتشان آشنا کنم که گویی دوباره متولد شده اند و از خداوند عزیز و قدیر نیز کمک گرفته ام.
بندگانی را که تخریبشان کردید را می سازم و قبول کردم سخن ناصحانی که به ما گفتند رسالت ما رسالت انبیاست.
و در آخر کلام
ای ابلیس و ای شیاطین
من فرزندی هستم که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) و با همین نسبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پدرانم هستند پس می توانم به نزدیکترین فاصله تا عصمت برسم و بدانید حرکت کردم.
وظیفه ام چیست؟