چند شماره در لیست تلفن همراه خود دارید؟ ۱۰۰، ۲۰۰ ، ۳۰۰ ، ۴۰۰ و یا حتی بیشتر که بنده از همین بیشترهاش بودم

از کوچولو ها گرفته تا اساتید برجسته کشوری و لشکری (منظور سردارانی از قبیل خودم) که جهت ارتباطی مفید و البته گاهی هم غیرمفید ذخیره کرده بودم.

طی اتفاقی همه چیز عوض شد.همه شماره ها از دست رفت.ارتباطم با جهان بیرون به نصف کاهش یافت.بحران شدیدی صورت گرفت.نمی دانستم که این تحریم ناخواسته چگونه باید پشت سر گذاشته می شد.

اما پس از چندی تفکر و تامل و متحد کردن قوا به نتایجی رسیدم.کمی که آرام تر می شدم. پیامکی می رسید و همه چیز رو به هم می ریخت.یکی از قوا یک چیز می گفت و دیگری چیز دیگر و به عبارتی در این لحظه که نیاز به آرامش بود ، به جنگ و دعوا می پرداختند و حواسشان به اعضای حرکتی بدنم نبود.گویا تمام نظام های موجود از نظام بدن گرفته تا برو بالاتر این مشکل را دارند.

تصور کنید وقتی مغز سخنی بگوید و قوای دیگر عمل نکنند چه بلایی بر سر قوای حرکتی می آید؟

اما همه چیز لحظه به لحظه آرام تر می شد همیشه همین طور هست.خداروشکر که خدا همیشه مغزی در بدن میگذارد.

قطع ارتباط با دیگران باعث شد کمی به فکر خود بیافتم که این همه ارتباط برای چه بود؟اصلا این همه شماره ای که سال به سال حتی به آنها نگاه نمی کردی برای چه بود؟این همه شماره ای که به زور به دنبال ارتباط بودی و آنان محلی نمی گذاشتند برای چه؟

خداراشکر کردم.با خودم فکر کردم که درست از انسان بالطبع اجتماعی است اما اجتماعی شدن به چه قیمتی ؟ به قیمت فراموشی خود؟

همیشه ذهنم درگیر دیگران بود.همیشه به دنبال دغدغه های خود بودم.اما این اتفاق باعث شد دید بهتری نسبت به جامعه و مرتبطین داشته باشم.

تصمیم گرفتم روی پای خود بایستم و اگر کسی از من درخواست کرد ، برایشان قلاب بگیرم تا بتوانند بالا بروند.نمی خواهم دستم همیشه قلاب باشد تا دیگران فکر کنند که دست گدایی بلند کرده.

فقط می دانم که قوا تا بفهمند طول می کشد و سر هیچ و پوچ به هم می پرند و دلِ مغز و اعضای حرکتی را به درد می آورند.

علی ای حال باز هم خداروشکر.


پ.ن:عید سعید قربان عید رهایی از تعلقات ، عید خالص شدن برای بهترین شریک مبارک باد.