شاید نیاز باشد سوال کمی توضیح داده شود تا اهمیت آن مشخص شود.انسان باطبع اجتماعی است پس ارتباط با دیگران ، نیاز هر فرد می تواند باشد.یکی از نیاز ها ، نیازهای احساسی است. برای مثال محبت کردن و محبت دیدن ، حال می تواند به جهت کمبود ها باشد و یا اینکه جلوگیری از ایجاد کمبود ، بعضی از صفت های بدِ اخلاقی از جمله ریا نیز می تواند این خلا را به وجود بیاورد.چراکه به طور معمول زمانی ریا تعریف می شود که با دیگری در ارتباط باشیم. نیاز به توجه ، نشان دادن اطلاعات عمومی و ... همه در ارتباط با دیگران تخلیه می شود.

ابتدا چند جواب که آیا اصلا این سوال درست است ؟ ویا این اتفاق عملی است؟ و افرادی اینگونه پیدا می شوند؟

شاید با عده ای روبرو شده باشید که از نظر روابط عمومی توانایی ارتباط با دیگران را ندارند و یا اصلا علاقه ای به این کار را ندارند.حتی اگر پیامکی هم به آنها ارسال می شود علاقه ای به پاسخ دادن ، نشان نمی دهند و نسبت به دیگران بی تفاوت هستند.

حال برای جواب به این سوال ابتدا پاسخی شبیه به تفکر غرب گرایانه می دهیم و سپس کمی هم به فطرت رجوع می کنیم.

1-    گروهی از افراد ، نمی توانند فردی را پیدا کنند تا بتوانند راحت احساسات خود را تخلیه کنند.یعنی دیگران در حد خود نمی دانند.

2-    شخصیت یک عده نیز این اجازه را به آنها نمی دهد . زیرا این گونه اعمال را کوچک نشان دادن شخصیت خود می دانند.

3-    خب طبیعی است که عده ای بر این باورند چون اجتماعی بودن انسان طبیعی است پس نمی توان با این ویژگی مقابله کرد و باید به آن تن داد.

4-    و بعضی نیز برای تخلیه این احساسات راهی جز پر کردن وقت با یکسری از ابزارهای دیگر پیدا نکردند. برای مثال تماشای فیلم و ... که فقط می توان گفت وقت خود را به گونه ای گذراندن است.

5-    ملاحظه می شود که عده ای حتی با جهت دهی به چگونگی تخلیه این احساسات سعی می کنند که از دید دور بمانند.مثلا با نگاه کردن به چهره دیگران و تخیل کردن ، سعی در تخلیه آن هستند.

حال با توجه به مسائل بالا که شاید با کمی تامل بتوان هرکدام از آنها را نقد کرد و یا چیزی بر آن افزود یکی دیگر از روشهایی که می تواند قابل تامل باشد. ارتباط با خدا ، توسل به ائمه و ... که شاید در تفکر غرب شبیه به آن پیدا نشود و جایگزینی نداشته باشد خلا اصلی این تخلیه احساسات است.صحبت کردن و محبت کردن و نیاز به توجه و نشان دادن خود به خدا و ائمه یکی از قابلیت هایی است که می توان از آن به تخلیه احساسات نام برد.البته نمی توان گفت کار راحتی است.چرا که شاید برای عملی کردن آن از ساحت عمل حصولی به حیات علم حضوری سفر باید کرد.

چند نکته جهت منتقدین:1-صحبت های بنده بازه است یعنی به صورت مطلق نگاه نکنید.برای مثال نگویید که در کتب دینی ما به محبت کردن به بندگان خدا نیز اشاره شده است پس سخن آخر نقض است بلکه باید در کنار یکدیگر باشد.

2-تفکر غرب به طور 100 درصد اشتباه نیست برای همین تصور نشود که تمام 5 گروه گفته شده اشتباه است و همچنین با این دید نگاه نکنید که همه 5 گروه از نظریات غربیون است . چراکه ممکن است قسمتی از احادیث و روایات نیز به قسمتی از آنها اشاره کرده باشد.