این حالت طبیعی ، کم باعث ضربه زدن نشده است.

به طور کلی وقتی به یک نفر نگاه می کنیم.یکسری برداشت ها از شخصیت و رفتار و اعتقادات و حتی خانواده فرد دست آدم میاد.نمی شود گفت که اشتباهه.اما واقعا چقدر می توان از ظاهر نتیجه گیری کرد.

تجربه ها:

محرم آمد و سیاپوش شدم و تصمیم گرفتم که ریش هایم را بلند نگه دارم.حتی اگر از دهه دوم لباس سیاه را کنار بگذارم.خب البته تا حدی هم بیانگر اعتقادات و رفتار بنده هست و از آن جدا نیستم.اما خب در این چند وقت کمی زیادتر و از معمول همیشگی بیشتر.

قبلا در تاکسی که می نشستم جوان خطاب می شدم اما الان حاج آقا

پیش دکتر دندانپزشک که رفتم ، عموجان (منظور کوچکی بنده) اما حالا آقای سردار

در اتوبوس اگر صندلی خالی باشد بیشتر به من تعارف می کنند.

اینهایی که گفتم رفتار خوب بود.خیلی راحت بگویم از آن طرف هم هست که یک عده فکرهایی می کنند که نمی شود به من نسبت داد.

از اطلاعاتی بودن ، راپورت دادن ، و اینکه هر حرفی را نباید زد و احتمالا هزاران فکر دیگر.

تصمیم داشتم به مناسبت میلاد امام باقر (ع) کمی در چهره تغییر بدم و دقیق تر بررسی کنم. برای مثال ریش پروفسوری (به اصطلاح بعضی دوستان بزی) ،اما کمی که فکر کردم جوابش را می دانستم.

از آن طرف هم هست.یک نفر که موهای خودش را سیخ کرده و تی شرت و شلوار لی پوشیده چه فکری دربارش می کنید؟شاید کمی که با وی باشیم به نکات مهمی پی ببریم که حتی خیلی از مذهبی ها به آن توجه نکرده اند و وی به آن رسیده.

حقیقتا نمی دانم که چه باید کرد تا انسان هنگامی برداشت اولیه خود را می کند بتواند در رفتار و صحبت های خود تغییر ندهد و راحت آنچه در ذهن دارد را بیان کند.یعنی چطور میتوان نه بطور صددرصد اما زیاد، ثبات شخصیت و اعتقاد ، هرچند اشتباه را در مردم به وجود آورد.

اینگونه بودن باعث اتفاقات خوبی می شود که بحث ها و انتقادات و پیشنهادات به راحتی منتقل می شود چراکه شناخت واقعی از تیپ های شخصیتی پیدا شده

سخن زیاد است اما فکر کنم فعلا همین کافیست.