خودم کار خودم را سخت کردهام
زندگی معمولی خود را به یک زندگی پر از نقاب بدل کردهام. پر از نقابهای رنگارنگ که هر کدام برای هرکس و یا هرمکانی عمل میکند.
البته از همان ابتدا کارهایم مورد توجه بود. اما تاثیری که دیگران بر من گذاشتند مرا حریصتر به کارهای خارقالعاده کرد و یا اینکه حرفهایی بزنم که از درک و فهم اطرافیانم بالاتر باشد و اینگونه مشهورتر میشدم.
یک قدم در سختی نفس میگذاشتم و دیگران نیز در عوض کمک کردن و درآمدن از این نفس مرا به جلو هل میدادند.
مگر چه بود آن زندگی معمولی که راحت قدم میزدی و فکرهایت به زندگی خود گرم بود و به کارهایی که باید انجام بدهی؟
حقیقتا خودم کار خودم را سخت کردهام
+ نوشته شده در سه شنبه ۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت 7:30 توسط محمد سردار
|
وظیفه ام چیست؟