زمان زیادی می گذرد و صفحات زندگی ورق می خورد اما آنچنان سریع می گذرد که حتی برای نگارش وقتی نمی ماند. بیش از یک سال است که این صفحه خالی است. خالی از سکنه اما همیشه دلم هوای دغدغه هایم را می کند و به دنبال فرصتی تا دوباره بیایم و از خود بنویسم، برای خود بنویسم، برای خود انسانی، برای خود معنوی و برای خود معرفتی تا تذکری باشد برای خودها.

اتفاقات بسیار افتاده است که شاید اگر به ترتیب جلو بیاییم خدمت مقدس سربازی در اولویت باشد و اگر از مهمترین شروع کنیم امر مقدس و پاک ازدواج با اختلافی بسیار جلودار است. اما خدمت مقدس سربازی یک ماه دیگر به پایان می رسد و آن زمان بهترین وقت برای درد دل و در میان گذاشتن دغدغه هاست.

آری ازدواج، همان امری که هر انسانی به آن نیاز دارد و همگان برای ایجاد این نیاز باید خدا را شکر گویند. خدایی که می دانست خلا آدمی چیست؟ روح و روان انسان به چه چیز نیاز دارد؟ کمبود جسم و نقص جسمانی انسان چگونه کامل می شود؟ و من هم خداراشاکرم که این فرصت را برایم مهیا ساخت تا برایم اتفاق بیافتد.

بدون شک به این نتیجه رسیده اید که هر اتفاق برای ما، رشدهایی در پی دارد و این را هم می دانید که رشد بدون سختی امکان پذیر نیست. به عبارت ساده تر اگر به دنبال پیشرفت درونی و بیرونی هستی باید سختی بکشی و امکان ندارد که بتوانی بدون سختی به چیزی دست پیدا کنی. اما آنچه تفاوت دارد مقدار و نسبت سختی است. همه ما باید به دنبال این باشیم که کمترین سختی و بیشترین رشد را داشته باشیم. برای رسیدن به بیشترین رشد و کمترین سختی باید مقدمات را گذارند یا آنان را آماده کرد یا خود را آماده کرد.

امر ازدواج بِما هُوَ ازدواج، بیشترین رشد را برای انسان دارد و طبیعتا بزرگترین سختی ها نیز پیش روی انسان قرار دارد. اما اقدامات، آماده سازی ها و امور مهم برای کاهش این سختی، چیست؟

1- شرایط روحی و فکری خود و طرف مقابل را شناختن ؛ هرچند هر چقدر هم شناخت زیاد باشد باز هم کم است و این مسئله تمامی ندارد. اما این مسئله را همه بالاتفاق مهم می دانند.

2- شرایط کاری و مالی؛ خطاب من به آن دسته از افرادی است که می گویند خدا درست می کند، بدون شک خدا درست می کند اما چه چیزی را؟ دنبال چه چیزی هستید که خدا درست کند؟ اگر منظورتان این است که خداوند از عدم تواناییت، توانایی می سازد و برایت از آسمان کار و پول می فرستد زهی خیال باطل. بهترین های عالم هم انتظار دارند که بهترین زندگی را برایشان فراهم کنی و طبیعتا شخص جنابعالی هم در تصور خود بهترین زندگی را ساخته ای! حال آیا ابزار رسیدن به آن را بدست آورده ای! اگر مهندس هستی. کار بلدی؟ اگر طلبه ای اهل منبر رفتن و کلاس برداشتن هستی و آنقدر علم داری که تو را بخواهند؟ اگر روانشناسی مدرک معتبرش را داری که بتوانی از علمت استفاده کنی و خلاصه اینکه خدا برایت بی هوا کاری نمی کند.

3- اوصیکم به شناخت؛ جالب است که اعتماد به نفس خوب است اما نه در امر ازدواج، یادم می آید پیش یکی از مشاورین ازدواج رفتم و از من پرسید فکر می کنی در جلسات ابتدایی به چند درصد از شناخت میرسی؟ و من پاسخ دادم حدود 70 تا 80 درصد. لبخندی زد و گفت اگر به 20 تا 30 درصد هم رسیدی خدا راشکر کن.

اما از همه اینها بگذریم من که خدا را شکر می کنم که این امر برایم اتفاق افتاد و بدون شک اگر به خدابودن خدا اعتقاد داشته باشی تو هم خدا را شکر می کنی.

التماس دعا