یک کار مفید
پس از فریادهای دل حقیر و سر کوفتن به در دیوار و درد دل کردن بر آن شدیم که یک کار مفید در حد توان انجام دهیم تا دوستانی که حداقل نیم نگاه که چه عرض کنم یک صدم نگاهی به دغدغه های بنده دارند نگویند البته گفتند که سودی ندارد آنچه گفتی و گفتند آنچه داری بنما.
البت ما هم می گفتیم که دوست نداریم سخنی برانیم که خوانندگان این تصنیف گویند شرم باد این پیر را
جرقه ای اخیرا در ذهن کوچک افتاده و می سوزاند البت روشن نیز می کند فکر تاریکم را
درصدد بر آمدم که درباره فرقه ضاله بهائیت البته در حد توان کمی کند و کاو کنیم نه اینکه دوباره برگردیم بگوییم که از کجا آمده و به کجا رهسپار می شود زیرا که همه می دانند که از کجا آمده و می دانند که به کجا که همان ناکجا آباد خودمان هست رهسپار می شود.
پس انشاالله درباره فعالیت های حال آنان در سرزمین منتظران و تا حدی در حد جرقه های ذهنی درباره تفکر آنها سخن به میان میاوریم البت اطلاعات شما گرمی بخش ذهن ماست چرا که جرقه بسیار کوچک است و نمی تواند گرمی بخش من چه برسد دوستان باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۸ ساعت 13:0 توسط محمد سردار
|
وظیفه ام چیست؟