مقدمه
دهه فجر یک نمایشگاهی برپا شد و البته اونجور که میخواستیم نشد.
اما بد نبود واقعا دوستان زحمت کشیدند.حتی بعضی بچه ها مجبور بودند شب ها داخل نمایشگاه بخوابند.
چون زیاد با کارهای بنده آشنا نیستید زیاد توضیح نمیدم.واگرنه کمی توضیح میدادم که همگی بدونید که دنیا دست کیه؟
اما غرض از این حرف ها این بود که درباره غرفه خودم(غرفه خودم که نه اما غرفه ای که باید بیشتر از همه فعالیت میکردم و مطالبش رو آماده می کردم) یک صحبتی داشته باشیم.
مطلب ها درباره حکومت و انقلاب مهدوی (عج) بوده که اسم غرفه هم همین بود.
درد دلم میخواست باز بشه که بگم ۱۷ قسمت بود که باید ۱۷ لمینت میشد که خودشون کمش کردن شد ۱۵ تا.جالب اینجاست که چون لمینت ها میخواست دوتایی بخوره و به عبارتی باید تعداد زوج می بود خود به خود یکی دیگه هم پر یعنی ۱۴ تا.
و مهمتر از اون که به قول بعضی بچه ها سرمو میخواستم بزنم به دیوار این بود که ۲ تا از لمینت ها هم نخورد و دیر رسید و به کل دست همه مسئولان درد نکنه که فاتحه برای غرفه خوندند اما فاتحه شو نخوندند.البته اول بگم که خودم یکی از مسئولین بودم.![]()
مثل اینکه درد دلم رو گفتم. قرار بود نگم اما مثل اینکه چاره ای نبود.چون یکدفعه تصمیم می گیرم و بعد می نویسم طبیعیه که از این بهتر نمیشه.
حالا این ۱۷ لمینت رو بنده درصدد بودم که نه یک دفعه بلکه به طور قسمت قسمت در وبلاگ بگذارم.
مطلبها بد نیست.بهرحال هم کتاب بوده هم سخنان بزرگان و هم تفکر شخصی بنده که فکر کنم به مطلب ها صفا و جلا خاصی داده.
چون میدونستم کسی تعریف نمیکنه خواستم خودم حداقل یک تعریفی داشته باشیم.
پس انشاالله منتظر باشید.
وظیفه ام چیست؟