بهای انسان(2)
آرزوی دانستن!
ای کاش می دانستم!
ای کاش من از خودم با خبر بودم!
ای کاش به نیازهایم
به استعدادهایم
به دنیای درون و بیرونم آگاهی پیدا می کردم!
ای کاش می دانستم از کجا آمده ام و به کجا خواهم رفت؟
اصلا من در این دنیا چه کاره ام؟
مرا به چه کاری آورده اند؟
نقش و جایگاه من در این دنیا چیست؟
در این دنیا چه دارم؟
با دارایی ام چه کنم؟
چگونه باید هزینه کنم؟
در عوض چه باید به دست آورم؟
ای کاش سزاوارترین علم را داشتم همان علمی که بدون آن هر کاری فاسد است و هر عملی بی فایده.
ای کاش به واجب ترین دانش دنیا بی اعتنا نبودم همان که از عمل به آن روزی سوال خواهم شد.
ای کاش لازم ترین آگاهی را بی خیال نمی شدم تا بتوانم دلم را با آنها شستشو دهم و چرک ها و آلودگی را بشناسم و برطرف سازم.
ای کاش اینها را می دانستم!
این دانستنها آرزوی من است...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت 15:59 توسط محمد سردار
|
وظیفه ام چیست؟