خواست ها و نیاز ها
پس از این همه دغدغه دل داشتن،همیشه فرجی می شود که انسان را به تفکر وامی دارد.
طبیعت انسان این است که برای رهایی از سختی،حال چه فکری و چه عملی،دست به فعالیت های مختلف می زند.
هیچکس به این موضوع توجهی ندارد.که هر بنده ای یکسری نیازها دارد و یکسری خواست ها.
و اگر مثل ما باشد به فکر خواست ها می رود چرا که از آن بیشتر لذت می برد.اما اگر کمی خود را،اطراف را،افراد را،و از همه مهم تر خدای خویش را بشناسد،کمی به این فکر می افتد که آری من نیازهایی دارم که باید آنها را برطرف کنم.
نمی دانم توانستم آنچرا که در ذهن خود هست را به شما انتقال دهم؟
در ایام جوانی بیشتر باید به فکر نیازها بود و بدانید که خواست ها خود به خود می آید و می بینید که به خواست های خود می رسید.
نمی گویم از زندگی لذت نبرید.علاوه بر اینکه نیازها خود لذت دارد مخصوصا زمانی که بتوانی آن را برطرف کنی،باید به فکر خواست ها هم بود.
اما اهم و مهم باید کرد.کدام یک مهم تر است؟
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۸۹ ساعت 20:16 توسط محمد سردار
|
وظیفه ام چیست؟