رمضان مثل همیشه آمد اما ...
البته اینو همیشه گفتیم حالا کی بتونیم اونجوریی که باید باشیم خدا میدونه.
یادم می آد که یکی از کسایی که حداقل سرش به تنش می ارزه گفت:"هر وقت صحبت از عارفان به خدا میشه همه فکر می کنیم که اونا یکجور دیگه اند.اصلا با ما فرق دارن ما اصلا نمیتونیم مثل اونا باشیم."
بعد گفت:"الان اینجوریه که هرکسی مال و منال بیشتری داشته باشه بهش میگن خوش بحالت تو چه قدر راحت زندگی میکنی."
"ایشاالله یک زمانی میرسه هرکسی عارف تر باشه بهش میگن خوش به حالت تو چه قدر راحت زندگی می کنی"
بعد داد می زد و می گفت:"مگه عارف شدن چه کاری داره که ما نمی تونیم.چرا باید دنبال نفس بریم که از اونا جا بمونیم."
بنده خدا راست می گفت.آخه گفت برای چی عارف شدن.برای اینکه از گناه بدشون میاد.نمیتونن خودشون رو تو دامن گناه ببینن.بوی گناه که به مشامشون میرسه نمیتونن از بوی زننده اون نفس بکشن.
حال ما وقتی می بینیم یکی داره گناه میکنه.میگیم که چرا اون اینقدر باید راحت باشه و ما نه.چرا همش باید خوش بگذرونه ما نه.تازه برای اینکه دیگران نفهمن به بقیه میگیم چقدر فلانی اشتباه میکنه.که البته از حسودیه.واقعا برای خودش نیست که میگیم گناه نکنه.برای اینه که ما نمیتونیم مثل اونا باشیم.عوض اینکه خوشحال باشیم بهش حسودی می کنیم.
بعد گفت:"می دونید برای چی یک گناه کار وقتی میره پیشه یک عارف هیچ وقت عارف اونجوری که ما جلوش در میایم جلوی گناه کار در نمیاد.چون واقعا اون گناه کار دوست داره."
بعد با بغض گفت:"تازه اینا که عارفن.فکر کن امام زمان (عج) چجوریه؟فکر کن امام حسین (ع) چجوریه؟فکر کن حضرت علی (ع) چجوریه؟"
"برای همین هم هست وقتی میریم پیششون دست خالی برنمی گردیم.چون همه چیرو میدونن."
خب حالا تو این ماه عزیز برنامه چیه؟
رمضان مثل همیشه آمد اما ما چگونه آمدیم؟
وظیفه ام چیست؟