حدود یک سال پیش بود که به فکر راه انداختن این وبلاگ شدم.قصد تولد گرفتن را ندارم و اینکه یک سال از دغدغه هایم را باز کنم.اما می خواهم یکی از آن دلایلی را که نام "یک دغدغه" به عنوان نام این وبلاگ انتخاب شده است را بگویم.

طبیعی است که همه کسانی که درحال زندگی در جامعه بشریت هستند دغدغه دارند و واقعا انسان بی دغدغه وجود ندارد.البته دغدغه ها متفاوت هست و به شخصیت آن فرد بستگی دارد و اینکه چگونه شکل گرفته.

یکی را می بینی که تمام زندگی و تمام دغدغه های آن پول است که خب کم هم نیست.یکی دیگر زیبایی،یکی به دنبال شهرت،یکی به دنبال علم و یکی فقط به دنبال درس و یکی سیاست و ...

البته افرادی هستند که فقط یک دغدغه ندارند.دغدغه ها را با هم و در کنار هم یکی کمتر و یکی بیشتر جلو می برند که همه آنها به ظرفیت بستگی دارد.که البته تا حدی اشتباه هست.چراکه اگر یک دغدغه کامل داشته باشی.همه آنها در برمیگیرد.حال وارد این موضوع نمی شویم.

از همه چیز بگذریم درست انتخاب کردن دغدغه مهم است.خب طبیعی است حال که این حرف را میزنم بیشتر جواب این است که بله معنویت،ارتباط با خدا به عبارتی سرشت خدایی انسان بیدار می شود.اما بدترین قسمت همین است که خود را گول بزنیم.

واقعا دغدغه ها جهت دهی زندگی انسان است.البته کلمه دغدغه بسیار نزدیک است به مضامینی از قبیل " هدف" ، "وظیفه" ، " نیت" و ... اما چه چیزی تاثیر دارد تا هدف را مشخص کند؟چه چیزی باعث می شود که وظیفه نشان داده شود؟نیت تو را چه چیزی زنده می کند و ارزش می دهد؟

مشکل اینجاست که همه آنها نیازمند به دغدغه ایست که با سرشت واقعی انسان پیوند خورده و جدا نمی شود.حال تعریف هرکس از سرشت انسان چیست؟مشخص است هرکس برای توجیه کار خود سرشت را آنگونه تعریف می کند که می خواهد و مهم آن است که کدام درست است.

حال این سوال پیش میاید که از کجا تعریف درست را یاد بگیریم؟نمی خواهم به همین راحتی سریع جواب بدهم و تاثیر سخن رو کم کنم.اما فقط می گویم به دنبال کسی باشید که اشتباه نکند.چراکه به اندازه کافی ما اشتباه داریم حال چه برسد که به دنبال کسی باشیم که خود اشتباه کند.فکر کنم نیازی به بسط و تفسیر نیست.

فقط مشکل اینجاست که پیداکردن کسی که گناه نکند به نظر سخت می آید و کسانی هم که پیدا کردند اشتباه کردند و نتوانستند آنگونه که درست هست در برداشت آن دغدغه خود را شکل بدهند.اما فقط می توانم بگویم:

دغدغه ها را گونه ای شکل دهید که حداقل راستای آن به سخن و راهکار کسی میل کند که اشتباه نکند.همین سخن هم برای من حقیر ، عین کامل بودن دغدغه است.


پ.ن:۱-ذهنم برای سالگرد تاسیس وبلاگ درگیر بود که حدس زدم بد نیست تعریف شخصی خودم از دغدغه را بگم.می خواستم وارد مصداق ها بشم و با مثال توضیح بدم و نقد کنم.اما دیدم اگر بخوام همه دغدغه های بشریت رو نقد کنم عمرم کفاف نمی دهد چه برسد که بخوام دغدغه اصیل انسان رو توضیح بدم.به عبارتی می خواستم به توجه عبث بودن دغدغه های دیگر دغدغه واقعی و درست را بگویم.که دیدم نمی شود به همین راحتی وارد شد.به همین حقیرسخن بسنده می کنیم.

۲-یک اطلاع رسانی هم داشتم:قرار بر این هست که در دانشکده مهندسی مستند ظهور پخش بشه البته اگر انشااله هماهنگ شود و در کنار آن تاحدی تحلیل و بررسی بشه که بنده در خدمت دوستان باشم.البته در حد توان.بهرحال اگر دوستان اطلاعات مفیدی در این زمینه دارند بنده با کمال میل درخدمتم و علاقه مندم استفاده کنم.

۳-ببخشید خیلی دغدغه دغدغه کردم.