یک دغدغه کوچک
دریاب کنون که نعمتت هست به دست
کین دولت و ملک می رود دست به دست
پ.ن:هر از چند گاهی حرفی برای گفتن نداشتم که خیلی هم تعجب داره!!!
اما تیتر هایی به ذهنم می آمد که یک دنیا حرف داشت.برای همین احساس کردم برای این افکار مکانی فراهم کنم که یک دغدغه کوچک را ساختم.حال مگر می شود دغدغه کوچک پیدا کرد؟خدا می داند.پارادوکس هم گاهی لازم است.البت واو مباینت هم می توان استفاده کرد و می توان گفت یک دغدغه و کوچک.
در هرحال این فراز از دغدغه ها اضافه شد بر افکار مشوش یا مغشوش بنده.حال مشوش درست است یا مغشوش خدا می داند.
البته معمولا برای این قبیل پست ها نظری نمی گذارند و از این به بعد مزاحم دوستان نمی شوم اما چون کاری است نیمه جدید شاید نظرات دوستان راه گشا و البته شاید بن بستی بزرگ باشد که هر دوی آنها خیر و خوبی است.چراکه هر چه از دوست رسد نیکوست.
التماس دعا
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۹ ساعت 23:18 توسط محمد سردار
|
وظیفه ام چیست؟